وليد نام كردى « 1 » يا ابو الوليد كنيت نهادى « 2 » ، و فرمود « 3 » كه : در امت من فرعونى « 4 » خواهد بود كه « 5 » نام وى « 6 » وليد بود . پس « 7 » جمعى « 8 » اين سخن به سمع وليد رسانيدند « 9 » . بفرمود تا حبيب را بگرفتند و در زمستان « 10 » سرد سبوى « 11 » آب « 12 » بر سر « 13 » او ريختند و او را صد تازيانه بزدند و حبيب هم « 14 » در آن رنج به « 15 » مدتى نزديك به عالم بقا رفت ، و پس از وفات حبيب اختلال به حال وليد راه يافت و بعد از چهار ماه دنيا را وداع كرد « 16 » ، و به سبب اين « 17 » يك « 18 » ظلم شنيع كه در حق عالمى « 19 » فرمود بدنام گشت « 20 » و اسم فرعون « 21 » بر خود نهاد و خون يكى از تابعين با خود ببرد « 22 » .
حكايت « 23 » ( 13 ) بعد از انكه حجاج وفات يافت مردى به طلاق زن سوگند خورده بود « 24 » كه حجاج در دوزخ است ، و « 25 » بعد از آن متحير بود كه حال آن سوگند چگونه بود « 26 » . به نزديك ايوب سجستانى « 27 » آمد و از وى
هامش
( 1 ) - بنياد : نهادى
( 2 ) - بنياد : كردى
( 3 ) - مج : گفت
( 4 ) - مج : فضولى ، بنياد : فرعون
( 5 ) - مج - كه
( 6 ) - مج : او
( 7 ) - مج : و ، بنياد - پس
( 8 ) - مج : جماعتى
( 9 ) - بنياد : رسانيد ، مج + وليد
( 10 ) - مج : زمستانى
( 11 ) - مپ 2 و بنياد - سبوى
( 12 ) - مج + سرد
( 13 ) - بنياد - سر
( 14 ) - مج و بنياد - هم
( 15 ) - مج - به
( 16 ) - مپ 2 : وفات كرد ، بنياد : از دنيا برفت
( 17 ) - مج : آن
( 18 ) - بنياد - يك
( 19 ) - مپ 2 : آن عالم
( 20 ) - بنياد - بدنام گشت
( 21 ) - متن و مپ 2 : فرعونى ، بنياد : نام و كنيت فرعون
( 22 ) - بنياد - و خون يكى از تابعين با خود ببرد
( 23 ) - متن و مپ 2 + و
( 24 ) - مج - بود
( 25 ) - مپ 2 - و
( 26 ) - متن و مج و بنياد + و
( 27 ) - مج : سختيانى ، بنياد : سبحانى