بزازى كردهاى « 1 » هرگز من ترا هيچ زحمت « 2 » دادهام « 3 » و از كسان من رنجيدهاى « 4 » ؟ گفت : نه يا امير ، پيوسته در ظل دولت تو آسودهام « 5 » . حجاج گفت : كه چون اين مرد طريق راستى نگاه مىدارد « 6 » حق تعالى مرا بر وى نمىگذارد « 7 » ، و « 8 » ديگران كه « 9 » امانت و راستى « 10 » ترك كردهاند « 11 » لاجرم مرا بر ايشان گماشت « 12 » تا دمار از نهاد « 13 » ايشان برآرم تصديق « 14 » قول « 15 » پيغمبر عليه السلام « 16 » كه فرموده است : كما تكونون يولّى « 17 » عليكم .
حكايت « 18 » ( 4 ) سقراط را غوغا كرده بودند و مىخواستند « 19 » كه او را « 20 » بكشند زن او فرياد مىكرد كه مظلوم كشته خواهد شد . سقراط گفت :
اگر ظالم كشته شدمى ناپاك و بيباك بودمى « 21 » . مردم بايد كه به آب ماند كه چون به آتش رسد آتش « 22 » را بكشد و خود به جوش « 23 » نرود .
حكايت ( 5 ) آوردهاند كه « 24 » چون حجاج يوسف را « 25 » وفات نزديك
هامش
( 1 ) - مپ 2 - كردهاى
( 2 ) - متن و بنياد : رخصت
( 3 ) - متن و مپ 2 و بنياد : دادم
( 4 ) - مپ 2 - و از كسان من رنجيدهاى ، مج : و هيچكس از من رنجيده
( 5 ) - مج : آسوده بودم + پس
( 6 ) - متن و مپ 2 و بنياد : دارد
( 7 ) - مپ 2 : نگذارد + كه ستم كنم ، مج : نمىگمارد
( 8 ) - متن و مج و بنياد + چون
( 9 ) - متن و مج و بنياد + كه
( 10 ) - مج + را
( 11 ) - مج : آوردهاند
( 12 ) - مپ 2 : مسلط كرده است ، مج :
گماشته
( 13 ) - مج - نهاد
( 14 ) - مپ 2 - تصديق
( 15 ) - بنياد + حضرت
( 16 ) - بنياد : ص
( 17 ) - متن و مپ 2 : نولى
( 18 ) - اين حكايت در نسخهء بنياد قيد نشده است ، مپ 2 + وقتى ، مج + آوردهاند كه بر
( 19 ) - متن و مپ 2 - و مىخواستند
( 20 ) - مج : وى
( 21 ) - مپ + و
( 22 ) - مج + او
( 23 ) - مج : برود
( 24 ) - مج - كه
( 25 ) - مپ 2 - را