آمد « 1 » و هلاك شد تا عاقلان را « 2 » معلوم شود كه ظلم پايدار نباشد .
آنچه يك پيرزن كند به سحر * نكند صد هزار تير و تبر
حكايت ( 7 ) آوردهاند كه « 3 » اسفهسالارى « 4 » با اتباع خود به خانهء يكى از شيوخ فرود آمد . خداوند خانه گفت : من منشورى « 5 » دارم « 6 » ، به خانهء من فرود ميا « 7 » و ظلم مكن . گفت « 8 » : منشور بنماى . مرد در خانه رفت و مصحف برداشت « 9 » و در پيش او آورد « 10 » و باز كرد و اين آيت « 11 » برآمد « 12 »
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا
« 13 »
وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها
« 14 »
.
آن سپهسالار « 15 » گفت : من پنداشتم كه منشور « 16 » امير دارى ، و بدان التفات نكرد و به خانهء « 17 » او « 18 » فرود آمد و آن شب به قولنج « 19 » هلاك شد « 20 » .
حكايت ( 8 ) و يكى از ظلمهاى حجاج آن بود كه سعيد جبير « 21 » را رضع « 22 » كه از كبار تابعين بود بكشت ، و « 23 » چنين گويند كه : سرهنگى را با بيست
هامش
( 1 ) - بنياد : خاك مذلت آمد ، مپ 2 - و آن پادشاه در زير سنگ آمد و
( 2 ) - مج : عالميان را
( 3 ) - مپ 2 - آوردهاند كه
( 4 ) - مج و بنياد :
سپهسالارى
( 5 ) - مج : منشور
( 6 ) - متن + و
( 7 ) - متن : فرومياى ، بنياد : ميا
( 8 ) - مج - گفت
( 9 ) - مج : بياورد
( 10 ) - مج - و در پيش او آورد
( 11 ) - بنياد + را
( 12 ) - بنياد : بر او خواند
( 13 ) - متن و مپ 2 - تسانسوا
( 14 ) - بنياد - و تسلموا على اهلها
( 15 ) - مج : سالار
( 16 ) - بنياد : تو حكم
( 17 ) - مپ 2 - به خانه
( 18 ) - متن و مپ 2 - او ، بنياد : آن مرد
( 19 ) - مپ 2 : قولج + بگرفت و ، مج : قولنجش + بگرفت و
( 20 ) - مج + و اللّه اعلم
( 21 ) - متن و مپ 2 :
خبير
( 22 ) - بنياد - رضع
( 23 ) - مپ 2 - و