خزانه باشد و لشكر « 1 » بدان مرتب مىتوان گردانيد . امير المؤمنين « 2 » بر پشت آن قصه توقيع فرمود كه : امّا « 3 » المال فثمّره اللّه و « 4 » الميّت فرحمه اللّه و « 4 » اليتيم فأنبته اللّه و « 4 » السّاعى فلعنه اللّه « 5 » . آن متوفى به رحمت ايزدى شادباد ، و آن مال در توفير زيادت باد و آن فرزند از دست حوادث زمانه آزاد باد « 6 » ، و اين ساعى نشانهء « 7 » لعن و « 8 » طرد باد والسلام « 9 » .
حكايت ( 6 ) آوردهاند كه وقتى مردى قصهاى نوشت به عبد الملك « 10 » و گفت : امير المؤمنين را نصيحتى دارم « 11 » مىخواهم كه به خلوت بازنمايم « 12 » .
عبد الملك « 10 » فرمود تا خالى كردند و آن مرد را بخواند ، و چون خواست كه به سخن ابتدا « 13 » كند عبد الملك گفت : اول يك سخن از من بشنو آنگاه اگر صواب بينى « 14 » آنچه دانى « 15 » بازگوى . زينهار تا مرا نستايى كه من خود « 16 » را به از تو دانم « 17 » ، و كسى را سعايت نكنى كه بدنام شوى و من كسى « 18 » را به گفتار « 19 » تو نياز ارم و تا صدق سخن تو بر من از « 20 » آفتاب « 21 » روشنتر « 22 » نشود « 23 » بر هيچكس
هامش
( 1 ) - مج : لشكرى
( 2 ) - مپ 2 : معتصم ، مج + معتضد
( 3 ) - متن و مپ 2 - اما
( 4 ) - مج + اما
( 5 ) - مپ 2 + معنى
( 6 ) - مج - باد
( 7 ) - مپ 2 + طعن
( 8 ) - مج + ايقاد
( 9 ) - مج : و اللّه الموفق ، مپ 2 - والسلام
( 10 ) - مج + مروان
( 11 ) - متن - دارم
( 12 ) - مج : بازگويم ، متن و مج + اگر امير المومنين خالى نمايد و بنده را بخواند بازنمايم
( 13 ) - متن : اقتدا ، مج : افتتاح
( 14 ) - مپ 2 - اگر صواب بينى
( 15 ) - مپ 2 : هرچه خواهى
( 16 ) - مج : كه خويشتن
( 17 ) - مپ 2 : شناسم
( 18 ) - مج : كس
( 19 ) - مج : به گفته
( 20 ) - متن : چو
( 21 ) - مپ 2 - بر من از آفتاب
( 22 ) - مپ 2 - تر
( 23 ) - مپ 2 : نگردد