حكم نكنم ، و ديگر مرا بر رعيت دلگران نگردانى كه ايشان به رحمت من محتاجترند « 1 » كه به عقوبت . آن مرد چون اين « 2 » فصول بشنود گفت : امير المؤمنين بنده را اجازت « 3 » فرمايد تا بازگردد « 4 » كه مكارم اخلاق او راه « 5 » همهء ساعيان مسدود گردانيد .
حكايت ( 7 ) آوردهاند كه عتّابى از فحول فضلا و وجوه علما بوده است و او را در انواع علوم مهارتى كامل « 6 » و در اصناف فضايل « 7 » بصارتى شامل بوده است « 8 » . وقتى ساعيى در خدمت امير المؤمنين « 9 » هارون الرشيد از وى سعايت « 10 » كرد كه او مذهب اعتزال دارد و پيوسته امير المؤمنين را بد گويد و اعتقاد او را بنكوهد « 11 » . امير المؤمنين هارون خواست كه او را بگيرد و عقوبتى فرمايد . عتابى از بيم سطوت آن « 12 » حضرت « 13 » خلافت بگريخت و مخفى « 14 » شد « 15 » و به يحياى « 16 » خالد التجا « 17 » ساخت . يحيى خطبهاى چند از انشاى او به سمع امير المؤمنين رسانيد . هارون الرشيد گفت : اين سخن عظيم « 18 » بليغ و « 19 » فصيح است ، منشى او كيست ؟ گفتند « 20 » : عتابى . فرمود : كه او را حاضر كنيد تا به جهت امين و « 21 » مأمون خطبهاى انشا كند « 22 » . پس او را « 23 » بخواند « 24 » و به
هامش
( 1 ) - مج : محتاجتر از آنند
( 2 ) - مج - اين
( 3 ) - مج : به عنايت
( 4 ) - مج : بازگردم
( 5 ) - مپ 2 : اخلاق را همه بازگفت و راه ، مج : اخلاق امير است حين راه بدگوى
( 6 ) - متن : بكمال
( 7 ) - مپ 2 - در اصناف فضايل
( 8 ) - مپ 2 و مج - بوده است
( 9 ) - مپ 2 - امير المؤمنين
( 10 ) - مج :
سعايتى
( 11 ) - مپ 2 : نكوهيده داند ، مج : بنكوهيد
( 12 ) - مج - آن
( 13 ) - مپ 2 - آن حضرت
( 14 ) - مج : مختفى
( 15 ) - مپ 2 - مخفى شد
( 16 ) - مج : با يحيى
( 17 ) - مج - التجا
( 18 ) - مپ 2 :
بغايت ، مج : سخت
( 19 ) - مج - بليغ و
( 20 ) - مپ 2 : گفت
( 21 ) - مج - امين و
( 22 ) - مپ 2 - تا به جهت امين . . . كند
( 23 ) - مج + خطبه
( 24 ) - مپ 2 و مج : بخواندند