و قصد طبرستان كرد و از شهرهاى طبرستان « 1 » مال بستد و تا به در آب آمو « 2 » آمد « 3 » و آنجا قرار گرفت ناگاه « 4 » قاصدى از نشابور برسيد و مكتوبى آورد كه در آنجا « 5 » نبشته بود « 6 » : كه عياش به نشابور آمد و خانهء مادرت « 7 » غارت كرد و آنچه يافت از نقد و خزينه « 8 » جمله « 9 » برگرفت « 10 » و مادرت را با خود به گرگان برد . راوى مىگويد : كه تاريخ نامه را بازنگريدم « 11 » همان روز بود كه او خانهء شيرزاد « 12 » غارت كرده بود « 13 » و زن او را برده « 14 » . چون « 15 » احمد بر مضمون نامه وقوف يافت بيهوش شد و چون بههوش بازآمد لشكر برنشاند و « 16 » به طرف آن جاى « 17 » روانه شد . و سبب غارت كردن عياش خانهء احمد را « 18 » آن بود كه عياش غلام احمد بود و او شوكتى و عدتى « 19 » داشت و درين « 20 » وقت به هرات بود ، شبى خواب ديد كه با احمد نرد مىباخت « 21 » و او را در « 22 » نردباختن غلبه كردى « 23 » و « 24 »
هامش
( 1 ) - مج - از شهرهاى طبرستان
( 2 ) - متن و بنياد - آمو
( 3 ) - مپ 2 - و تا به در آب آمو آمد
( 4 ) - مپ 2 : تا
( 5 ) - مج : آن ، مپ 2 - و مكتوبى آورد كه در آنجا
( 6 ) - مپ 2 : خبر آورد
( 7 ) - مپ 2 + خراب كرد و
( 8 ) - مج + و بنه تو
( 9 ) - بنياد - جمله
( 10 ) - مج : بستد ، بنياد : برداشت ، مپ 2 - و آنچه يافت . . . برگرفت
( 11 ) - مج : باز بكرديم ، مپ 2 : بخواندم
( 12 ) - مپ و مج + را
( 13 ) - متن :
كرد ، مج : كرده
( 14 ) - متن : ستده بود ، مج : ستده ، متن و مج + همان روز عياش در نشابور خانه او را غارت كرده بود و مادر او را ببرده
( 15 ) - مپ 2 - چون
( 16 ) - مپ 2 - بر مضمون نامه وقوف . . . لشكر برنشاند و .
( 17 ) - مپ 2 : گرگان ، مج : هرات
( 18 ) - متن - را
( 19 ) - مپ 2 : عزتى
( 20 ) - مپ 2 : آن
( 21 ) - مپ 2 و بنياد : باختى
( 22 ) - مج - او را در
( 23 ) - مپ 2 : و از او بردى
( 24 ) - متن - و