به سياق متأخران هم در اين كتاب زياد به كار رفته است .
وجود افعال شرطى و جزاى شرط به سياق قديم ؛ اگر نه دختر شاه تركستان مرا دوست داشتى هرگز ولايت خود رها نكردى / 50 ، اگر اين سخن از ديگرى بشنودمى بر حسد حمل كردمى / 50
حذف فعل و رابطه به قرينه ، لشكرى را كه تو سر باشى و امتى را كه تو پيغمبر تشريفات ايشان جز چنين نتواند بود / 225 ، . . . كه در ضمير استاد عباس نگذشته باشد و خاطر كس بدان محيط نشده / 148
سبويى آب بخريد و كوزهاى / 150 ، چهار طالب علم را ديد كه ايزارها در ميان بسته بودند و جامههاى خود شسته و گرد آن جوى انداخته / 180 ، و سر زانوى من به سبب سجود كردن ريش شده است و شوخ بسته / 286
ام عقبة بن عمرو را در نكاح آورده بود و ميان ايشان موافقت و مصادقت به حد كمال رسيده / 287
و مردم [ را ] از خواب درمىربودند و شمشيرهاى كشيده مىديدند و سرهاى بريده / 306 ، نه ظلم آنها را در تخريب اسباب ايشان اثرى بود و نه عدل اينها را در محافظت خدم و حشم ايشان مددى / 377 ، و املاك و اسباب بر فرزندان ايشان مفرد بماند و اوقاف و خيرات ايشان برقرار / 376
حذف رابطهء غائب به قرينهء مخاطب ؛ تو از دختر ابو العباس طوسى سير شدهاى و دلت از او نفرت گرفته / 184
حذف فعل به قرينهء ما بعد ؛ كه اول ايشان در خلافت و آخر ايشان بود در بعثت / 196
حذف « بود » به قرينهء « نبود » ؛ و در هيچ عهد اهل خراسان را آن دولت فراغت نبود كه در ايام دولت ايشان / 376
حذف ضمير اضافى به قرينه ؛ يكى را به سبب حق وى و ديگرى را به سبب صدق / 164 .
حذف راى مفعول صريح ، مدت يكسال است تا پدر من كشتهاى / 153 هر ناآزمودهاى امين دارند / 339 ، بيان علم و حكمت و ارسال به اعمال خير در
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 73
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
صمقدمهء مصحح ٧٣