فصول كه به ايراد جمل طولانى پرداخته است بين مبتدا و خبر و شرط و جزاى شرط فاصلهاى بعيد ميفتد به نحوى كه رشتهء ارتباط كلام در ذهن خواننده قطع مىشود ( آخر باب يازدهم از قسم سوم )
لغات مستعمل در اين كتاب معمولا از لغات رايج و مصطلح است . نظرى به لغتنامه در آخر اين كتاب گفتهء ما را تأييد مىكند و احيانا پنج درصد آن كه امروز غريب مىنمايد مسلما در آن روزگاران غريب و نادر نبوده است . مؤلف كه از اولاد عبد الرحمن بن عوف از مشاهير صحابهء حضرت رسول اكرم ( ص ) و از حنفى مذهبان ديندارى است كه تحصيل علم دين كرده و اجازهء روايت حديث بدست آورده و شغلش درهمهء عمر قيام به وعظ و تذكير بوده است در اين كتاب به درج آيات و احاديث و اخبار فراوان مبادرت كرده و تلميحات و اشارت متعددى به قرآن و تواريخ اسلام دارد .
قريب هزار و ششصد و پنجاه بيت شعر « 1 » در اين كتاب ديده مىشود كه بيشتر ساختهء طبع مؤلف و پارهاى هم متعلق به شعراى عرب و ايرانى است كه غالبا در مقدمه و خاتمه و ضمن حكايات به مناسبتى آورده شده است .
در قسم سوم ، مقدمهء بابهاى چهارم ، پنجم ، ششم و دوازدهم نسبت به ساير مقدمههاى ابواب ديگر متكلفانهتر نوشته شده و در آنها به اغلب صنايع لفظى و معنوى التفات شده است . حكايات باب ششم كه در لطايف گدايان و حكايات ايشان است اغلب شبيه مقامات حميدى و همانطور رنگين و پرصنعت است ، اصولا در تمام داستانهاى اين قسم هرجا مجالى براى صنعتگرى دست داده است هنرنمايى آغاز كرده و حقا در پارهاى هم به تشبيهات بديع و زيبا و اوصاف لطيف دست يافته است . به دو سه نمونهء زير توجه كنيد :
« در كاروان حرص چون دراى همه تن زبان گشته جرس بيهوده مى - جنبانند » / 135
« از براى صيد مرغ درم دام تزوير باز كشيده » / 135
« اگر درست مغربى ماه را بر طرف كمر جوزا ببينند كيسهء طمع
هامش
( 1 ) - ر ك نظام الدين ص 25