هر عهدى آفريدگار عالم جل و علا به يكى از فرستادگان خويش مخصوص گردانيد / 203 ، چون زنا مباح كردى / 217 ، روزى هزاربار دست بر سينه زند كه يكى از آن به اتمام نرساند / 287 ، از ركابدار آن اسب بخواست كه بر آن سوار شود / 292
حذف ضمير متصل فاعلى به قرينه ؛ چون لشكر غزنين به خدمت امير ناصر الدين توسل طلبيدند و از وى مدد خواستند و به مدد و معاونت او بست را مستخلص گردانيد / 290 . در اين كتاب اين نوع حذف مقصور بر ضمير جمع غايب نيست « 1 »
التفات از متكلم به غايب ، در آن مدت مديد كه بنده متقلد شغل شحنگى بود / 406
وجود راى مسند اليه يا راى زائد ؛ اكنون شما را لطف كنيد / 143 ، هركس را از اصحاب مكنت كه به دمدمهء موكب و علم و ولولهء لشكر و حشم تير قضا را رد كنيد / 356
استعمال « را » به معنى « براى » ؛ تا خلق را اين اعجوبهء غيبى و معجزهء نبوى محقق گردد / 151 ، اين كار را شايستهتر از اسحق موصلى نيست ح 2 / ب 14 ، اين ساعت از تجمل و تنعم آن مىبينم كه هيچكس را از ارباب ثروت مثل آن مهيا نباشد / 142
مطابقهء صفت و موصوف در افراد و جمع و تذكير و تأنيث ؛ كبار انام ، مشايخ كرام / 149 ، حجرهء طاهره / 33 ، آيات بينات / 197 ، عرايس ابكار / 192
تقديم صفت بر موصوف ؛ يك ساله طعام و ملبس / 205 ، يك ماهه مزد / 416
ساختن صفت از اسم و مصدر با « ب » ؛ شاگردان گفتند هركه را بخضاب ببينيم بستاييم / 13 ، تا زنان ما بطلاق نشوند / 369 يعنى مطلقه نشوند .
تأكيد ادات به ادات ؛ وقت گرمگاه ح 1 / ب 14 ، وقت چاشتگاه / 111
آوردن ادات زمان به صورت مضاف قبل از اسم زمان ؛ وقت ميعاد 206
استعمال اسم مكان عربى با پسوند مكان فارسى ؛ مقبرهگاه 123
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به تعليقات پايان جلد دوم همين كتاب