تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
دشمن دار « 1 » ، و اين باب مشتمل است بر حكايات بخيلان و آنچه به سبب بخل بديشان رسيد . أعاذنا اللّه تعالى من شؤم « 2 » البخل إنّه جواد كريم .

[ حكايت ابو صابر ، بخيل بصرى و شاگردش ]

حكايت ( 1 ) آورده‌اند كه يكى از دبيرپيشگان « 3 » بغداد كار وى روى در « 4 » تراجع نهاد و عطلت و بيكارى او را متبدل « 5 » گردانيد و از غايت قلت از بغداد « 6 » روى به بصره نهاد « 7 » ، و چون به بصره در « 8 » آمد متحير مانده بود « 9 » و حالت « 10 » خود با هيچ‌كس نمىتوانست « 11 » گفت . روزى يكى را « 12 » از بغداديان در بصره بديد ، خواست كه به نزد او « 13 » رقعه‌اى « 14 » نويسد و از وى چيزى اقتراح كند « 15 » به در دكان بقالى رفت و كاردى « 16 » بر وى « 17 » گرو كرد و قدرى كاغذ خريد و دويت « 18 » و قلم از وى به عاريت خواست « 19 » و به نزد « 20 » آن دوست خود نامه‌اى « 21 » نوشت . مرد بقال چون خط و بلاغت او بديد از حال او پرسيد . مرد حكايت قلت و حاجت خود « 22 » تقرير كرد . مرد بقال گفت : چرا خدمت كسى نكنى تا ازين مشقت برهى ؟
هامش
( 1 ) - بنياد + هرآينه دشمن مال دشمن مال بود ، مج + تا خلق ترا دوست دارد ( 2 ) - متن و مپ 2 : لؤم ( 3 ) - مپ 2 - پيشگان ( 4 ) - مپ 2 و مج و بنياد : به ( 5 ) - متن : مبدل ، مج : مبتلا ( 6 ) - مپ 2 - از بغداد ( 7 ) - مج : به طرف بصره رفت ( 8 ) - مپ 2 - در ( 9 ) - مج : ماند ( 10 ) - مپ 2 و مج : حال ( 11 ) - مپ 2 : نتوانست ( 12 ) - متن و مپ 2 - را ( 13 ) - مپ 2 - به نزد او ( 14 ) - مپ 2 + بوى ( 15 ) - مپ 2 : درخواهد ، بنياد : بگيرد ( 16 ) - مج و بنياد : كارد خود ( 17 ) - مج : بوى ، بنياد : نزد وى ( 18 ) - مج و بنياد : دوات ( 19 ) - مپ 2 - و دويت . . . خواست ( 20 ) - مپ 2 و بنياد : به نزديك ( 21 ) - مپ 2 و بنياد : رقعه‌اى ( 22 ) - مج و بنياد + بوى