چوب بزنند « 1 » . پسر گفت : راست گفت استاد من كه خاموشى سبب رهايى است ، اگر « 2 » خاموش بودمى از ضرر چوب ايمن بودمى ، تصديق قول پيغمبر عليه السلام « 3 » كه فرموده است من صمت « 4 » نجا .
حكايت ( 10 ) [ علت قتل فضل سهل اين بود كه پيوسته مىگفت من خلافت را از بنى عباس به علويان منتقل كردم زيرا كه حضرت رضا ( ع ) به توصيهء من از دست مأمون وليعهدى يافت . ]
در تاريخ خلفاى بنى العباس آوردهاند كه چون طاهر ذو اليمينين بغداد را مستخلص كرد و امير المؤمنين محمد امين را به عالم آخرت فرستاد « 5 » و خلق با « 6 » مأمون بيعت كردند ، فضل سهل « 7 » را كه وزير امير المؤمنين « 8 » بود در آن كار اثرهاى بسيار بود « 9 » و اتمام آن مهم به مدد و كفايت و شهامت « 10 » و « 11 » رأى و روايت او بود ، و به حسن تدبير و لطف اشارت و احابت رأى وقّاد « 12 » و نفاد « 13 » عزم جهانگشاى « 14 » خصم را قهر كرد و مخدوم خود « 15 » را بر سرير ملك نشاند . و اگرچه فضل سهل از كفات عالم و دانايان جهان « 16 » بود لكن اين يك « 17 » دقيقه بر رأى « 18 » او « 19 » پوشيده ماند كه مردم را آنچه در دل باشد به « 20 » زبان نبايد آورد كه بسيار باشد كه زبان سرخ سر سبز را به دست كبود تيغ « 21 » دهد ، و روى سفيد « 22 » گوينده را از دود مذلّت سياه گرداند « 23 » . پس « 24 » پيوسته بر لفظ راندى و بر سبيل مباهات گفتى كه آنچه من كردم هيچ « 25 » كس را ميسر نشد چه خلافت از امير المؤمنين محمد « 26 » امين
هامش
( 1 ) مج : به چوب بزدند
( 2 ) مج + من
( 3 ) مج : صلى اللّه عليه و سلم
( 4 ) مج + فقد
( 5 ) مپ 2 - و امير . . . فرستاد
( 6 ) مپ 2 - با
( 7 ) مپ 2 - را
( 8 ) مج : مأمون
( 9 ) مپ 2 : نمود
( 10 ) مپ 2 - و شهامت
( 11 ) متن و مپ 2 - و
( 12 ) مپ 2 - و لطف اشارت و اجابت رأى وقاد
( 13 ) متن - و نفاذ
( 14 ) متن - جهانگشاى ، مپ 2 - و نفاذ عزم جهانگشاى ، مج :
و خصمان را قهر كرد
( 15 ) مپ 2 - خود
( 16 ) مپ 2 - جهان
( 17 ) مج - يك
( 18 ) مپ 2 - راى
( 19 ) مپ 2 : وى
( 20 ) مپ 2 : بر
( 21 ) مج : تيغ كبودى
( 22 ) مج - سفيد
( 23 ) مپ 2 - و روى سفيد . . .
گرداند
( 24 ) مج + فضل
( 25 ) مپ 2 و مج - هيچ
( 26 ) مج - امير المؤمنين محمد