روا نباشد كه ما كام خود را به شربت مراد شيرين گردانيم و شوربختى در تلخى اسر و حبس « 1 » نمك آب « 2 » ديده بر چهره مىبارد و ما را مىخواند « 3 » .
پس به نفس مبارك « 4 » خود حركت فرمود و بر اسبى « 5 » ابلق نشست و هم در « 6 » ساعت نزول « 7 » كرد به موضعى كه آن را تل « 8 » المخالى خوانند « 9 » و منجمان اتفاق كرده بودند « 10 » كه اگر « 11 » امير المؤمنين امسال برود « 12 » بىمقصود باز - گردد و قلعهء عمّوريه « 13 » بر طالعى نهادهاند « 14 » كه هيچ « 15 » كس آن را به جنگ نتواند ستدن « 16 » . امير المؤمنين معتصم چون سخن منجمان بشنيد گفت :
مصطفى « 17 » صلى اللّه عليه و سلّم « 18 » مىفرمايد « 19 » : من صدّق منجّما فقد كذّب بما « 20 » انزل اللّه على محمد . پس آن « 21 » صادق بر « 22 » عزم نافذ از آنجا منزل كند « 23 » و فرمان داد تا هر كه در لشكر او اسب ابلق دارد با خود ببرد و گويند در آن لشكر چهار هزار اسب ابلق بود . و چون به در عموريه « 24 » آمد آنرا حصار كرد و به جنگ مشغول شد و در آن حرب جد مىنمود « 25 » ، و فصل زمستان بود و زمين آهنين و هوا رويين « 26 » گشته بود « 27 » . سرما تا « 28 » به غايتى « 29 » بود كه نفس در « 30 » زير حلق بفشردى « 31 » و آب در هن ببستى « 32 » . روزى
هامش
( 1 ) متن + و
( 2 ) متن - آب
( 3 ) مپ 2 - پس شرابدار را . . . ما را مىخواند
( 4 ) مپ 2 - مبارك
( 5 ) مج : اسب
( 6 ) مج + آن
( 7 ) مج : منزل
( 8 ) متن : يد
( 9 ) مپ 2 - به موضعى كه . . . خوانند
( 10 ) مج : كردند
( 11 ) متن و مپ 2 - اگر
( 12 ) متن و مپ 2 + و
( 13 ) متن و مپ 2 : عمرويه
( 14 ) مج : نهادند
( 15 ) مج - هيچ
( 16 ) مج : ستد
( 17 ) مج : حضرت مصطفى
( 18 ) مپ 2 : عليه السلام
( 19 ) مپ 2 : فرمود ، مج : فرموده است
( 20 ) متن و مپ 2 : ما
( 21 ) مج : به نيت
( 22 ) مج : و
( 23 ) در جميع نسخ منزل كرد تصيح قياسى است
( 24 ) متن : عمرويه
( 25 ) مپ 2 - و در آن حرب جد مىنمود
( 26 ) متن : روشن
( 27 ) مج - بود
( 28 ) مپ 2 و مج - تا
( 29 ) مپ 2 : بغايت
( 30 ) متن : و
( 31 ) متن - بفشردى ، مج : مىفشرد
( 32 ) مج : ببست ، مپ 2 - كه نفس در . . . ببستى