تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
حزم بدگمانى است « 1 » / 543 حلم از صبر مردان و تشقى نمودن از شتاب و تيزى زايد / 52 حكيمان گفته‌اند كه راز با سه كس ببايد گفت ، اول طبيب استاد ، دوم مشفق ناصح سوم خدمتگار عاقل / 557 خال عفت بر چهرهء قدرت جمال دهد و لباس پرهيزگارى بر قد كامگارى چست آيد / 411 خويى كه با شير پرورد با جان برآيد « 2 » در بهار حيات هيچ گل نشكفد كه خريف اجل آن را پژمرده نكند / 94 در دعوت كريمان كه بزرگان دست بر نمك زنند واجب كند كه سگان محلت را نيز دندانى چرب كنند / 299 دو كس را به جرم يك كس عقوبت نبايستى كرد « 3 » و خائنى را در سلك معتمدى معدود نبايستى كرد / 556 رأىها را پيش از شمشيرها به كار بريد / 381 زنان يار شادى باشند / 216 زينهار اگر جايى بلند يا بى در پستى فرو نيايى 591 زينهار تا در امانت خيانت نكنى . / 591 زينهار تا روز نيك را به روز بد ندهى / 591 زينهار دارى با زينهار خوارى نيك نيايد / 568 عفو در مقام قدرت زيباتر از انتقام / 67 محنت‌ها را اوقات است و كوشش بنده پيش از زوال آن مفيد نبود بل كه محنتى زيادت بود ( فرمايش رسول اكرم است ) / 357 مردم را آنچه در دل باشد به زبان نبايد آورد كه بسيار باشد كه زبان سرخ سر سبز را به دست كبود تيغ دهد و روى سفيد گوينده را از درد مذلت سياه گرداند / 482 مسلمانى آن است كه عيب كس نجويى و مؤمنى آن است كه عيبى كه بدانى نگويى ( سخن على « ع » ) / 610
هامش
( 1 ) - ترجمه الحزم سوء الظن است ( 2 ) - از عالم با شير اندرون شد و با جان بدر شود ( 3 ) - از عالموَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى( قرآن كريم )