گردانم « 1 » و راهها بر شما بسته كنم « 2 » تا هيچ « 3 » كس از اهل حجاز و عراق « 4 » به شما راه نيابد كه فساد شما از ايشان است . گفتم : يا امير المؤمنين « 5 » ؛ آفريد - گار عالم « 6 » سليمان را نعمت داد و او « 7 » شكر گفت و ايوب را محنت داد و او « 7 » صبر كرد و برادران يوسف « 8 » با او « 9 » جفا كردند و او جرايم ايشان « 10 » عفو كرد ، امير المؤمنين « 11 » در جميع احوال اقتدا به انبيا و پاكان « 12 » و رسل دارد .
چون اين كلمه بگفتم امير المؤمنين « 13 » تبسم كرد « 14 » و گفت : مهتر قوم چون تو مردى بايد . پس فرمود كه از شما عفو كردم و جرايم اهل كوفه « 15 » به شما بخشيدم آن حديث كه وقتى در حضرت ما عرضه « 16 » كرده بودى « 17 » باز روايت كن . گفتم : روايت كرد پدر من از پدران « 18 » خود از « 19 » على بن - ابى طالب « 20 » كرّم الله وجهه « 21 » كه او گفت كه سيد رسل و خواجهء سبل محمد رسول الله « 22 » صلى الله عليه و سلم « 23 » چنين فرموده است كه « 24 » صلت رحم « 25 » سراىها « 26 » آبادان كند و عمرها « 27 » دراز گرداند و آبادكنندگان را بسيار كند « 28 » و اگرچه كافر « 29 » باشند . گفت : اين حديث آن نيست كه « 30 » مىخواهم . گفتم :
به همين اسناد روايت كنيم « 31 » كه « 32 » امير المؤمنين على كرم الله وجهه از
هامش
( 1 ) مپ 2 - و گردانم
( 2 ) متن : و مپ 2 : گردانم ، بنياد : راههاى شما بسته دارم
( 3 ) مج - هيچ
( 4 ) مپ 2 - از اهل حجاز و عراق
( 5 ) بنياد - المؤمنين
( 6 ) مج - عالم
( 7 ) مج - او
( 8 ) متن + عليهم السلام
( 9 ) مج : يوسف
( 10 ) مج + را
( 11 ) بنياد - المؤمنين
( 12 ) مج : پاكان انبيا
( 13 ) بنياد - المؤمنين
( 14 ) مپ 2 : فرمود
( 15 ) مج و بنياد : بصره
( 16 ) مج و بنياد : روايت
( 17 ) مپ 2 : كردى
( 18 ) متن و مپ 2 : خود
( 19 ) متن و مپ 2 - از
( 20 ) مج : على ابو طالب
( 21 ) متن - كرم اللّه وجهه ، بنياد : 4
( 22 ) مج - و خواجه . . . اللّه
( 23 ) مج : عليه افضل الصلاة و التحيه
( 24 ) بنياد + رعايت
( 25 ) متن : صلة الرحم
( 26 ) مپ 2 و مج و بنياد + را
( 27 ) متن و مپ 2 + و
( 28 ) مج : كافران
( 29 ) مج + من
( 30 ) مج : كرد
( 31 ) مج - كه
( 32 ) بنياد : عليه السلام