ذات البين و تودد از « 1 » فروع آن باشد بلكه از « 2 » لوازم او « 3 » ، و « 4 » اين يك « 5 » باب بر « 6 » حكايات طايفهاى كه بدين خصال توفيق يافتهاند مشتمل آمد و اميد است كه به نظر رضا ملحوظ شود ان شاء الله تعالى « 7 » .
حكايت ( 1 ) [ حضرت امام جعفر صادق عليه السلام نزد منصور عباسى حديثى از جدش حضرت امير در باب صلهء رحم روايت فرمود ]
در تاريخ خلفاى بنى العباس مسطورست كه جعفر بن محمد بن حسين « 8 » گفت « 9 » : چون ابراهيم عباس « 10 » كشته شد و ما را از كوفه به مدينه بردند و هيچ بالغى « 11 » از ما در مدينه نگذاشتند « 12 » ما در كوفه مانده بوديم و زمان به زمان منتظر شهادت بوديم . روزى ربيع حاجب بيرون آمد و « 13 » گفت كه « 14 » كجااند اين « 15 » علويان ، دو مرد خردمند را به پيش تخت امير المؤمنين فرستيد . من و حسن زيد پيش رفتيم امير المؤمنين « 16 » منصور را در غايت غضب و نهايت خشم ديديم كه نشسته بود « 17 » به « 18 » تحيت و « 19 » سلام مفاتحت « 20 » نموديم روى به من آورد و گفت : تو غيب دانى ؟ من گفتم هيچ « 21 » كس غيب نداند مگر « 22 » خداى عز و جل « 23 » . گفت : تويى كه به نزديك تو خراج مىآورند از خراسان ؟ گفتم : امير المؤمنين تويى و خراج به حضرت « 24 » تو آرند . گفت :
عزم كردهام كه سراىهاى شما را « 25 » خراب كنم و بساتين شما « 26 » پست « 27 »
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : و برادران
( 2 ) متن و مپ 2 : به
( 3 ) مج و بنياد - او
( 4 ) متن و مپ 2 - و
( 5 ) مج - يك
( 6 ) متن و مپ 2 : و
( 7 ) متن و مپ 2 - ان شاء الله تعالى ، بنياد - مشتمل آمد . . . تعالى
( 8 ) مپ 2 : جعفر محمد حسين ، مج : جعفر بن محمد چنين ، بنياد : جعفر بن على بن محمد بن حسين عليه السلام
( 9 ) مج + كه
( 10 ) بنياد - عباس
( 11 ) مج + را
( 12 ) مج : نگذاشت
( 13 ) متن و مپ 2 - بيرون آمد و
( 14 ) مج - كه
( 15 ) بنياد : كجاايد اى
( 16 ) بنياد - امير المؤمنين
( 17 ) مج : ديديم نشسته ، مپ 2 - كه نشسته بود
( 18 ) متن - به
( 19 ) مپ 2 - تحيت و
( 20 ) مج : به تحيت خلافت سلام
( 21 ) مج - هيچ
( 22 ) مج : جز
( 23 ) مپ 2 - عز و جل
( 24 ) مپ 2 - حضرت
( 25 ) مپ 2 - را
( 26 ) بنياد + را
( 27 ) مپ 2 و بساتين شما پست مج : بسته