بسيار عذر خواست و هر شب مرا بخواندى « 1 » و در پيش خود بنشاندى و از من حكايت « 2 » پرسيدى « 3 » . چون هفتهاى برآمد شبى « 4 » مرا بخواند و گفت « 5 » :
راست بگوى « 6 » آن دوستر دارى كه اينجايگه « 7 » مقام كنى يا آن كه بازگردى ؟
اگر اين جايگه « 8 » مقام « 9 » خواهى كرد « 10 » تا اسباب تو بسازم و « 11 » بفرستم تا « 12 » بنهء ترا نقل كنند و بياورند « 13 » و اگر بخواهى رفت « 14 » تا استعداد رفتن تو مهيا كنم « 15 » . پس خدمت كردم و گفتم : اگرچه همه سعادتها در بارگاه « 16 » صاحب است و لكن مردم را « 17 » از زاد و بوم خويش نشكيبد « 18 » . پس وزير « 19 » فرمود كه فردا بامداد « 20 » كار « 21 » تو « 22 » ساخته گردانيم تا به روى . روز ديگر هزار دينار سرخ « 23 » به نزديك من فرستاد و به جهت دو پسر من « 24 » هر يك « 25 » صد دينار و به جهت چهار دختر من « 26 » هريك پنجاه « 26 » دينار و به جهت « 27 » عيال من « 28 » سه تا دييا و ده تا عتابى « 29 » و دستارهاى خز و شارهاى « 30 » لعل « 31 » فرمود تا به « 32 » دوستان راه آورد « 33 » دهم « 34 » . و بدين اكرام و انعام مراجعت كردم و از حسن عهد آن صدر نيكو خلق كريم طبع با ثروت و غنى گشتم « 35 » .
هامش
( 1 ) مپ 2 - و هر شب مرا بخواندى
( 2 ) مج + ها
( 3 ) مپ 2 - و در پيش خود . . . پرسيدى
( 4 ) مپ 2 : چون روزى چند آنجا ببودم
( 5 ) مج + اكنون
( 6 ) متن و مپ 2 و مج + كه
( 7 ) مپ 2 و مج : اينجا
( 8 ) مج :
اينجا
( 9 ) مپ 2 - مقام
( 10 ) مپ 2 : بود
( 11 ) مپ 2 - اسباب تو بسازم و
( 12 ) مج : و
( 13 ) مج - و بياورند
( 14 ) متن : رفتن
( 15 ) مپ 2 - و اگر بخواهى . . . كنم
( 16 ) مج : در خدمت درگاه
( 17 ) مج - را
( 18 ) مج : بود چون شكيبد
( 19 ) مپ 2 - وزير
( 20 ) مپ 2 - بامداد
( 21 ) مج - كار
( 22 ) مپ 2 و مج - را
( 23 ) مج - سرخ
( 24 ) مپ 2 - من
( 25 ) مج + را
( 26 ) مج : مرا
( 27 ) مپ 2 : به جهت دختران دويست
مپ 2 - به جهت
( 28 ) مپ 2 - و به جهت عيال من ، مج : مرا
( 29 ) متن و مج : عنابى
( 30 ) متن و مپ 2 : شعرها
( 31 ) بنياد : و ديگر راه آورد
( 32 ) مپ 2 : تا اين را به جهت
( 33 ) مج :
راه آورده
( 34 ) مپ 2 : دهى
( 35 ) مج : و غنا بازگشتم