نگذارى « 1 » . گفت « 2 » : اگر مرا روزى دولتى روى نمايد ابو داود را نيابت خود دهم و ابو ايوب را هر شغلى « 3 » كه خواهد به وى تفويض كنم . ابو ايوب گفت :
عمل مصر مرا فرماى بر آن قرار كه هفت سال « 4 » خراج آن « 5 » تحويل كنى « 6 » و مرا به جهت « 7 » مصادره و « 8 » حساب صداع « 9 » ندهى . برين جمله قرارداد « 10 » .
بعد از مدتى در بغداد قحطى عظيم پديد آمد ، ثعلبة بن قيس از ايمه التماس نمود تا به استسقا بيرون روند و دعا كنند « 11 » . و چون ايمه دعا كردند خداى عز و جل بارانها به « 12 » رحمت بفرستاد و آن قحط به فراخى « 13 » و آن شدت « 14 » به سعت « 15 » بدل شد « 16 » . ثعلبه دبير را گفت تا نامه بنويسد و آن معنى را درج كند . دبير نامه نوشت و به خدمت او عرضه داشت . چون مطالعه كرد « 17 » گفت كسى بايستى تا بهتر ازين نوشتى . او را به ابو عبد اللّه دلالت كردند و گفتند : اگرچه كودك است اما در فضل و بزرگى و خوبى خط و دقت الفاظ و لطافت معانى « 18 » از بزرگان عهد « 19 » بر سر آمده است « 20 » . ثعلبه ابو عبد الله را بخواند و اشارت كرد تا در آن معنى به حضرت خلافت نامه نويسد « 21 » و او « 22 » در آن معنى مكتوبى انشا كرد « 23 » چنانكه ثعلبه آن را بپسنديد و به نظر رضا مقرون گردانيد « 24 » و چون آن مكتوب « 25 » به نزديك صالح على رسيد گفت :
اين نامه « 26 » در غايت لطف و نهايت فضل است و خط و بلاغت مناسب
هامش
( 1 ) مج : نمانى
( 2 ) مج - گفت
( 3 ) مپ 2 : شغل
( 4 ) بنياد : ساله
( 5 ) متن و مج : از آن ، بنياد : به من
( 6 ) مج : نكنى
( 7 ) مج : مرا زحمت
( 8 ) مپ 2 - مصادره و
( 9 ) مپ 2 : زحمت
( 10 ) مج : قبول كرد
( 11 ) مج : گويند
( 12 ) مپ 2 - بارانها به ، مج - به
( 13 ) مج : فراخ سالى
( 14 ) متن : حدت ، مج : جدب
( 15 ) مج : خصب ، بنياد + و راحت
( 16 ) مپ 2 - و آن شدت به سعت
( 17 ) مج پسنديد و
( 18 ) متن : و رقت الطاف و لفظ معانى ، بنياد : لطايف معانى
( 19 ) مپ 2 - و دقت الفاظ . . . عهد
( 20 ) مپ 2 : نظير ندارد ، متن و بنياد : آمده بود
( 21 ) متن و مپ 2 : نوشت
( 22 ) متن و بنياد + را
( 23 ) بنياد : افتاد ، مپ 2 - و او در . . . انشا كرد
( 24 ) مپ 2 : آمد
( 25 ) مپ 2 و مج : مكتوب
( 26 ) مپ 2 - و مج : نامه