علوتهم و تواضعتم على خفر * لمّا تواضع اقوام على غرّر
[ روزى رسول اكرم ص با فرزندان مهاجر و انصار در راه گذر مسجد بازى كرد و خود را به هشت گردو از ايشان بخريد ]
حكايت ( 14 ) آوردهاند كه وقتى رسول عليه السلام در وقت نماز ديگر از حجرهء طاهره قصد مسجد كرد تا نماز ديگر بگزارد . كودكان مهاجر و انصار در راه گذار مسجد « 1 » بازى مىكردند ، و چون رسول عليه السلام را « 2 » بديدند در وى آويختند « 3 » و هر يكى از آن كودكان مىگفت : « 4 » « كن جملى » يعنى شتر من باش . كه « 5 » گمان بردند كه هرچه حسن و حسين را جواب آيد ايشان را همان « 6 » آيد . و مهتر عليه السلام تن بر « 7 » ايشان در « 8 » داده بود و زمام الزام « 9 » در دست تصرف ايشان نهاده « 10 » و صحابه « 11 » از جهت اقامت نماز ديگر انتظار رسول عليه السلام مىكردند . طفلان در دامن آفتاب يثرب آويخته بودند و آفتاب در دامن كوه زعفران بيخته . بلال به استقبال قافلهء رحمت از بارگاه خدمت قدم بيرون نهاد و مهتر عليه السلام بلال را منع فرمود و گفت : وقت نماز را تنگ شدن « 12 » دوستتر از آن دارم كه دل اطفال ياران من تنگ شود . اما اى بلال ؛ تو برو و گرد حجرات طاهرات ما بگرد « 13 » تا چه يا بى ، و بيار تا خويشتن را از اين طفلان بازخرم . بلال بازگشت و در نه حجرهء طاهره « 14 » بگرديد و هشت گردكان يافت ، برگرفت و « 15 » به خدمت سيد عليه السلام آمد « 16 » . خواجه آن را بر دست گرفت و پستهء شكرلب را به عبارت شيرين برگشاد و گفت « 17 » : أتبيعون « 18 » جملكم بهذه الجوزات « 19 » ؟ اشتر خود را برين « 20 »
هامش
( 1 ) بنياد : در راه گذار .
( 2 ) متن - را .
( 3 ) بنياد : در روى مبارك او بخنديدند .
( 4 ) بنياد : مىگفتند ، مپ 2 + كه .
( 5 ) مپ 2 و بنياد - كه .
( 6 ) بنياد : نيز .
( 7 ) مپ 2 : در ، بنياد : به
( 8 ) مپ 2 - در .
( 9 ) بنياد : اكرام .
( 10 ) متن + بود .
( 11 ) متن + در محرم خانه را .
( 12 ) مپ 2 : شد .
( 13 ) مپ 2 : برگرد .
( 14 ) مپ 2 - طاهره .
( 15 ) مپ 2 - برگرفت و .
( 16 ) مپ 2 : آورد .
( 17 ) متن : گفتا .
( 18 ) متن : يبعون ، بنياد . ابيعونى .
( 19 ) متن :
الجويزات ، مپ 2 و بنياد : الجوزيات تصحيح قياسى است .
( 20 ) مپ و بنياد : بدين