يا امير المؤمنين قحط و تنگى مرا از مسكن خود آواره كرد و هيچ مقصدى جز درگاه امير المؤمنين ندانستم . امير المؤمنين گفت : كه « 1 » حاجت تو را روا كنم بهشرط آنكه « 2 » هم از اينجا بازگردى و به مسكن خود روى .
اعرابى گفت : قبول كردم « 3 » . امير المؤمنين فرمود تا مشك وى را پرزر كردند و موكل بر وى گماشت تا « 4 » هم از آنجا بهطرف باديه روان گردد « 5 » . خواص و مقربان سؤال كردند كه : يا امير المؤمنين : حكمت در بازگردانيدن « 6 » چه بود ؟ گفت : از آن « 7 » كه اگر گامى چند پيشتر رفتى و آب فرات « 8 » بديدى از تحفهء خود شرم داشتى « 9 » .
و من شرم دارم كه كسى به خدمت من تحفه به اميدى آورد و شرمزده و خجل بازگردد . زهى حيا و « 10 » كرم كه جهانى در زير ركاب اين « 11 » حيا مىرود . « 12 »
[ چرا خواجه نظام الملك سه خيار نوبرانه را خود بخورد و به حاضران تعارف نكرد ]
حكايت ( 10 ) و از فضايل عادات « 13 » و محاسن سير نظام الملك حسن اسحق رحمة اللّه عليه « 14 » آن بود كه هرگاه كه نوالهاى « 15 » به خدمت او آوردندى او « 16 » هر كس را « 17 » كه آنجا بودى از آن نصيبى كردى « 18 » . روزى يكى از باغبانان به حضرت او سه خيار بالنگ « 19 » آورد . نظام الملك آن هرسه را تمام بخورد « 20 » و هيچكس را از آن نصيب نداد و آورنده را صد دينار و تشريفى فاخر بداد ، و آن مرد بازگشت . يكى از خاصگيان « 21 » كه در پيش وى گستاخ « 22 » بود « 23 » از
هامش
( 1 ) مپ 2 : و هيچ مقصدى ندانستم جز درگاه تو فرمود
( 2 ) مپ + در حال .
( 3 ) مپ 2 - اعرابى گفت قبول كردم .
( 4 ) مپ 2 - موكل بر وى گماشت تا .
( 5 ) مپ 2 و بنياد : كرد .
( 6 ) بنياد + به طريق تعجيل .
( 7 ) متن و بنياد : زيرا .
( 8 ) بنياد + را .
( 9 ) مپ 2 : شرمزده شدى .
( 10 ) مپ 2 + زهى ، بنياد :
بارك اللّه ازين حياو .
( 11 ) مپ 2 : آن .
( 12 ) بنياد - كه جهانى كرم در زير ركاب اين حيا مىرود .
( 13 ) متن و بنياد : و عادات
( 14 ) مپ 2 - عليه ، بنياد : - حسن اسحق رحمة اللّه عليه .
( 15 ) مپ 2 : تحفهاى .
( 16 ) مپ 2 - او .
( 17 ) مپ 2 - را .
( 18 ) بنياد : دادى .
( 19 ) مپ 2 : بادلنگ ، بنياد - بالنگ .
( 20 ) مپ 2 : يكى از آن بخورد تلخ بود و دو ديگر بخورد .
( 21 ) مپ 2 : خاصان ، بنياد : محرمان .
( 22 ) مپ 2 + تر . بنياد ، گستاخى .
( 23 ) بنياد : بسيار مىكرد