ما نشست از مروت نباشد بعد ازين او را رنجانيدن :
[ رفتن مأمون و معتصم به ميهمانى على بن هشام ]
حكايت ( 3 ) على بن هشام مردى بامروت و مهماندوست بود « 1 » و از معارف حضرت امير المؤمنين مأمون بود « 2 » و معتصم « 3 » با او بد بودى « 4 » .
روزى « 5 » امير المؤمنين مأمون « 6 » را « 7 » معتصم « 8 » بر آن داشت كه امروز بعد از آن كه على بن هشام چاشت خورده بود « 9 » به مهمانى او رويم و امتحان كنيم تا حدّ او در مروت پديد آيد . همچنان كردند . امير المؤمنين مأمون و معتصم و عبد الوهاب در خدمت ايشان بود « 10 » ، چاشتگاهى به نزديك او آمدند و على بن هشام چون ديد كه امير المؤمنين به وثاق او آمد « 11 » در پيش دويد و خدمت كرد . ايشان گفتند كه امروز چاشت به وثاق تو خواهيم خورد « 12 » .
او خدمت كرد و « 13 » گفت يا امير المؤمنين « 14 » من ناهارى « 15 » كردهام و چيزى نمانده است كه لايق بندگان امير المؤمنين « 16 » باشد . مأمون گفت : تكلّف شرط نيست ، آنچه حاضرست ببايد آورد . و على بن هشام را رسمى بود كه از همه نوع « 17 » پيوسته چند گونه « 17 » حلواها « 18 » در مطبخ او ساخته بودى « 19 » چنانكه هرگاه كه حاجت بودى « 20 » بسيار بياوردندى « 21 » . و ديگر عادت مطبخيان او آن بود كه پيوسته « 22 » ديگ « 23 » بر « 24 » ديگدان ايشان « 25 » بودى و آتش
هامش
( 1 ) متن : بوده است
( 2 ) مج و بنياد - بود
( 3 ) مج + عبد الوهاب كه
( 4 ) بنياد : بود ، مج : بوده
( 5 ) مپ 2 + مزاح
( 6 ) متن - مأمون
( 7 ) مپ 2 - امير المؤمنين مأمون را ، مج + و
( 8 ) مپ 2 + را
( 9 ) مج : باشد
( 10 ) مج - در خدمت ايشان بود
( 11 ) مپ 2 - چون ديد كه . . . آمد
( 12 ) مج - در پيش دويد و خدمت . . . . خواهيم خورد
( 13 ) مج - او خدمت كرد و
( 14 ) متن - يا امير المؤمنين
( 15 ) همه نسخهها نهارى ، تصحيح قياسى است
( 16 ) مپ 2 : شما
( 17 ) مپ 2 : پيوسته چند گونه
( 18 ) مپ 2 - ها
( 19 ) مپ 2 و مج : بودندى
( 20 ) مج : شدى
( 21 ) مپ 2 - چنانكه هرگاه . . .
بياوردندى
( 22 ) متن : هرگاه كه ، مج : هر
( 23 ) مج : يك
( 24 ) مپ 2 : در
( 25 ) مپ 2 - ايشان