چون اين كلمات بگفت امير المؤمنين فرمود در حفظ و حمايت آلهى به شهر خود باز شو « 1 » و اگر كارى « 2 » باشد به حضرت ما بازنماى « 3 » تا قضيهء توبه « 4 » مراد تو به اتمام رسد . آن مرد خدمت كرد و بازگشت . امير المؤمنين فرمود كه يا مناره همين ساعت « 5 » به مصاحبت او بازگرد و او را به وثاق خود بازرسان و آنگاه مراجعت نماى و فرمان بر آن جمله « 6 » است كه چيزى از وى بستانى كه صلت و تشريف تو مهيّاست . و چون با او برفتم او حق بشناخت و در حق من الطاف بسيار نمود و چون مراجعت كردم امير المؤمنين مرا ده هزار درم بداد و فايدهء اين حكايت آنست كه سلامت نفس و خويشتنشناسى مرد را از مهالك تلف خلاص دهد و از ورطههاى محنت بيرون آرد و عاقبت فرجام او بخير گردد .
بيت
گر سلامت كند سلامت نفس * گويش از جان و دل جواب سلام
عاقبت عافيت گزين زيرا * كو رساند ترا به دار سلام
[ روايت محمد سعيد انبارى از پست و بلند زندگى سليمان وهب ]
حكايت ( 5 ) محمد سعيد « 7 » انبارى گويد : كه وقتى امير المؤمنين بر « 8 » سليمان وهب متغير شد و او را به وثاق من حبس فرمود « 9 » و من او را خدمت مىكردم كه « 10 » دانستم كه روزگارى « 11 » خلاص خواهد يافت و به سر منصب خود بازگردد . روزى مرا گفت كه از زبان خود چيزى بنويس به عمّال كه اسباب « 12 » من در « 13 » عمل ايشان متداخل شده است « 14 » تا رعيت
هامش
( 1 ) مپ 2 : بازرو ، مج : بازگرد
( 2 ) مپ 2 : مهمى
( 3 ) متن : بازآى
( 4 ) مپ 2 و مج + قضيه تو
( 5 ) متن : روز
( 6 ) مپ 2 - بر آن جمله
( 7 ) مج : سعد
( 8 ) مج : مر
( 9 ) مج : كرد
( 10 ) مپ 2 - كه ، مج :
چه + مى
( 11 ) مپ 2 : روزى ، مج : زود
( 12 ) مپ 2 : بهسبب
( 13 ) متن و مپ 2 - در
( 14 ) متن - است