از پيش خود براند و مسواكى كه در دست داشت « 1 » بر روى وى انداخت « 2 » و من متحيّر بماندم « 3 » . چون او را بيرون بردند « 4 » من « 5 » گامى چند بازپس نهادم . فرمود كه سليمان تو چه مىگويى ؟ گفتم : يا امير المؤمنين ؛ بنده همواره به جرم « 6 » خود معترف و مقرّ بوده است و عفو و رحمت امير المؤمنين را منتظر نشسته « 7 » بر فرمان خداوند چه مجال اعتراض باشد « 8 » ؟ اگر عفو و مرحمت فرمايى قدرت آن « 9 » دارى و اگر « 10 » تدارك رسانى جرم و زلّت آن دارم . پس فرمود كه از تو « 11 » عفو كردم ، او را « 12 » بگذاريد و تشريف دهيد و شغلى كه داشته است « 13 » بر وى مقرّر داريد . درحال برون آمدم « 14 » و به خانه رفتم « 15 » و در راه كه « 16 » مىرفتم احمد را ديدم كه در دست موكّلان بود و او را به حبس مىبردند . گفتم : اى برادر ، چرا « 17 » وصيّت مرا « 18 » نگاه نداشتى و از قول من تجاوز كردى ، تو ندانستهاى كه افعال امير المؤمنين را « 19 » به تمويه « 20 » نسبت نبايد كرد كه آن نوعى از سخريت باشد « 21 » ، و درين حكايت « 22 » فايده است مر كسانى را كه به قربت « 23 » ملوك اختصاص دارند ؛ يكى آنكه « 24 » در خدمت ايشان الفاظ منقّح « 25 » بر زبان رانند « 26 » و مشرب « 27 »
هامش
( 1 ) مج - برافروخت و . . . داشت ،
( 2 ) مپ 2 - و مسواكى كه . . . انداخت
( 3 ) متن : مانده
( 4 ) مپ 2 - چون او را بيرون بردند
( 5 ) مپ 2 : و ، مج - من
( 6 ) متن : سخن ، مپ 2 : نفس
( 7 ) مپ 2 : گشته ، مج - نشسته + بندگانرا
( 8 ) مپ 2 - بر فرمان . . . باشد
( 9 ) مپ 2 - آن
( 10 ) مج + به
( 11 ) مج : وى
( 12 ) متن - او
( 13 ) مپ 2 : و همان شغل
( 14 ) مج + و بخزانه رفتم و تشريف پوشيده و روى
( 15 ) مج : نهاده ، مپ 2 - و به خانه رفتم
( 16 ) مج - كه
( 17 ) مپ 2 و مج - چرا
( 18 ) مپ 2 - مرا
( 19 ) متن و مپ 2 - را
( 20 ) متن و مپ 2 : افعال ما
( 21 ) متن و مپ 2 - كه در آن نوعى از سخريت باشد
( 22 ) مج + چند نوع
( 23 ) متن : قوت
( 24 ) مپ 2 : تا
( 25 ) مپ 2 : قبيح
( 26 ) مپ 2 : نرانند
( 27 ) مپ 2 - مشرب