نامهها بر جاى دارى ؟ گفت : دارم . گفت : بياور . ابو فروة مىگويد كه من ازين سخن متأمّل شدم و گفتم : اين چه بود كه من « 1 » گفتم ، اگر « 2 » اين نامهها پيش او برم همه را بكشد و آن خونها به گفت « 3 » من ريخته شود و به قيامت « 4 » من بدان مأخوذ باشم ، و اگرنه نامهها به پيش او برم « 5 » مرا برنجاند . پس هراسان « 6 » آن نامهها را برداشتم « 7 » و به خدمت او بردم . او را ديدم نشسته و آتشدانى « 8 » در پيش او مىسوخت . مرا گفت : آوردى ؟ گفتم : آوردم . گفت : همه را « 9 » در آتش انداز . آن خريطه را در آتش انداختم تا بسوخت . آنگاه گفت : دانى كه اين مكتوبات را « 10 » چرا بسوختم ؟ گفتم : رأى عالى برترست « 11 » . گفت : بدان كه اين جماعت كه آن نامهها نوشتهاند سپاه سالاراناند ، و ياران من باشند . اگر همه را بكشم لشكر من كم شود و اگر نكشم و « 12 » با ايشان عتاب كنم بيش بر من ايمن نتوانند بود « 13 » ، و اگر نامهها نگاه دارم و با ايشان عتاب نكنم « 14 » در آن تنگ آيم و رنج بينم « 15 » . پس كمال « 16 » حلم من « 17 » آن « 18 » تقاضا « 19 » كردى « 20 » كه پيش از آنكه بدانم « 21 » كه مجرم كيست « 22 » مادهء آن را منقطع گردانم و رقم عفو بر « 23 » جريدهء « 24 » ايشان دركشم . بدين يك لطف كه بكرد تمامت خاص و عام و مجرم و بىگناه صيد لطف و بستهء مهر او شدند .
هامش
( 1 ) مپ 2 - اين چه بود كه من .
( 2 ) متن - من گفتم اگر
( 3 ) مج : گفته
( 4 ) مپ 2 - به قيامت .
( 5 ) مپ 2 : اگر اين نامهها نبرم ، مج : اگر نامهها نبرم
( 6 ) مج : ترسان ترسان .
( 7 ) مپ 2 : برگرفتم .
( 8 ) مپ 2 :
آتشدان .
( 9 ) متن - همه را ، مج : فى الحال .
( 10 ) متن : مكتوب ترا .
( 11 ) مج : رأى امير المؤمنين عالىتر
( 12 ) مج + ليكن .
( 13 ) مپ 2 :
ايشان بر من اعتماد نماند :
( 14 ) مج - بيش بر من ايمن . . . نكنم
( 15 ) مپ 2 - و اگر نامهها نگاه دارم . . . رنج بينم .
( 16 ) مپ 2 + عقل و .
( 17 ) متن : مرا
( 18 ) مپ 2 - آن .
( 19 ) مپ 2 و مج : اقتضا .
( 20 ) مپ 2 : آن كرد ، مج : كرد
( 21 ) مپ 2 : آن را نخوانم و ندانم .
( 22 ) مپ 2 + و
( 23 ) مپ 2 : در
( 24 ) مپ 2 + جرم ، مج : جرايد + جرايم