يكى ديگر جهت مصلحت عامّهء محكومان و زيردستان او را مرعى بايد داشت « 1 » و سلطنت مقتضى آنكه آن ملكه را به وجه اكمل و نهج اشمل به كار دارد . « 2 » و لهذا صفت عدل و ظلم بيشتر به سلاطين منسوب شود و در مالكان زمام زمان ، شيوهء ظلم بغايت مذموم « 3 » و شيمهء عدل بسيار ممدوح و مرغوب افتد « 4 » . و الّا هركس را به قدر تعلّق به ملك وجود خود رعايت عدل لازم است كه « كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعيّته » 58 . و جهت شمول نفع و ضرّ عدالت « 5 » و ظلم از سلاطين و بهواسطهء « 6 » شيوع صلاح و فساد و در مراعات و مساهلهء عدل و داد ميان اهل ملك و دين ، حضرت « 7 » مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم « 8 » ، از رتبت سلاطين عدالتنشان ، نشان داده و از منزلت شاهان پر ظلم و عدوان ، به اين عنوان اخبار فرموده كه « انّ احبّ النّاس 59 الى اللّه يوم القيمة و اقربهم منه مجلسا امام عادل و انّ ابغضهم « 9 » الى اللّه يوم القيمة و اشدّهم عذابا امام جائر » ، الحديث . « 10 »
نظم « 11 »
اى كه بر تخت مملكت شاهى 60 * عدل كن گر ز ايزد آگاهى
عدل « 12 » كن زان كه در ولايت دل * در پيغمبرى زند عادل
دود دلها به دادگر نرسد * عادلان را به جان خطر نرسد
لشكر از عدل برنشان و ز داد * تا كنندت به فتح و نصرت شاد « 13 »
واى بر خفتگان « 14 » خونخواران * ز آفت سيل « 15 » چشم بيداران
از تو گر ديدهاى پرآب شود * ملكت از سيل آن خراب شود
اكنون « 16 » بدان كه عدد فروع اخلاق حميده ، كه تابع اين چهار اصل است ، از ملكات
هامش
( 1 ) . م : هم ضرورت افتد .
( 2 ) . م : و سلطان را رعايت آن اكمل بايد نمود .
( 3 ) . م : سلاطين و حكام بيشتر منصوب است و در تمام زمان شيوهء ظلم مذموم .
( 4 ) . م : به غايت مرغوب است .
( 5 ) . م : در عدل .
( 6 ) . م : رابطهء .
( 7 ) . م : - حضرت .
( 8 ) . م : صلوات اليه عليه .
( 9 ) . م : ابغض النّاس .
( 10 ) . م : + صدق رسول اللّه
( 11 ) . م : مثنوى .
( 12 ) . م : داد .
( 13 ) . م : ياد .
( 14 ) . س : ظالمان و .
( 15 ) . م : - سيل .
( 16 ) . م : - اكنون .