مشعر از رخصت خيل و سپاه است و موجب گستاخى عوامّ بر مناهى در احكام اللّه « 1 » .
بيت
ز آتش شهوت نسوزد « 2 » اهل دين 133 * باقيان را برده در قعر زمين
و ديگر ، مهما امكن ، سلاطين را از مسكرات و ملاهى احتراز لازم است ، چرا كه عقل و هوشمندى ايشان مدار نظام عالمى است . اگر كسى را دست دهد لايق آن است كه در تكميل خود و قضاى مهمّات نيك و بد ، به افزونى عقل و هوشمندى خود كوشد ، فكيف كسى را كه احاطهء علم و دانش او به مقدار سعت ملكى و كشورى بايد و او را عقل و خردمندى درخور جميع رعايا و سپاه او شايد ، و بر تقدير جرّات بر مسكرات ، تناول اوقع و انفع آن بود كه شراب عنبى است كه از روى طبّ و حكمت طبيعى ، اعظم « 3 » مقوّيات بدنى است و ساير مسكرات از اشربه و حبوب و حشايش مذموم است و نزد اهل حكمت در خلل عقل و بدن ، « 4 » بنگ و ترياك معلوم .
بيت
گرچه در هردو منع و دفعى « 5 » هست 134 * هم شراب اى پسر « 6 » كه نفعى هست
فامّا مداومت و افراط ملوك در شراب ، موجب هلاك ملك و خرابى دولت و منجرّ به اختلال دين و ملّت است و اين معنى « 7 » پيش اهل شرع و حكمت مبرهن شده و اين بندهء فقير را به تجارب و استقرا در حال ملوك عجم كه به ادمان خمر اصرار مىنمودند و بيخ و بنياد دين و دولت را به سيل « 8 » افراط شرب مىكندند ، مبيّن و معاين گشته .
بيت
ز راه ميكده ياران عنان بگردانيد 135 * چرا كه حافظ « 9 » از اين راه رفت و « 10 » مفلس شد
و امّا در اعمال مناهى « 11 » تباهى روزگار مرتكبان بيشتر « 12 » و اهل قمار غير متناهى
هامش
( 1 ) . م : - و موجب گستاخى . . . در احكام اللّه .
( 2 ) . س ، م : بسوزد .
( 3 ) . س : مقدّمات .
( 4 ) . م : + مثل .
( 5 ) . س ، م : خفض و رفعى .
( 6 ) . س : جوان .
( 7 ) . م : - معنى .
( 8 ) . س : به سبيل .
( 9 ) . س ، م : هركه .
( 10 ) . م : - و .
( 11 ) . س : احتمال ملاهى .
( 12 ) . م : - مرتكبان بيشتر .