ضابطهء چهارم
در ترتيب مجلس انس و عشرت و تنسيق بزم تنزّه و مؤانست . نزد خردمندان ظاهر است كه چون سلاطين عادل سير را مجلس خلوت و روز بار البتّه در كار است ، به ضرورت محفل خلوت جهت تطييب خاطر و بسط خفاياى اسرار هم ناچار است . چرا كه هر « 1 » چه موافق صلاح تدبير نفس و بدن و موجب نظام منزل و مسكن سلطان بود ، هم از « 2 » لوازم قوانين سلطانى و از مراسم و آيين جهانبانى خواهد بود . از آنكه تدبير بقا و دوام نفس بر وجه اصلح بر هر آفريده واجب است ، خصوصا كسى كه مناط نظام معاش و زندگانى گروهى باشد ، و جمعيّت خاطر او « 3 » مدار التيام احوال انجمن انبوهى شود و طبيعت آدمى را جهت دوام هيكل بشرى و قوام تركيب عنصرى ، البتّه اوقات دعت و سكونى و حالت استراحت و ركونى لازم است ، كه حضرت عزّت عزّ شأنه ، جهت تأسيس اين بنيان زندگانى و بقاى اشخاص انسانى فرموده كه
وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً
و حضرت مصطفى « 4 » ، عليه صلوات اللّه ، به اين معنا اشارت فرموده كه « انّ لنفسك عليك حقا » 128 ، اگرنه آنكه بدن را گاهى به مآكل و مشارب تقويت نمايند و به مناكح و معاشرت مرغوبات ، كام بخشند ، بالكلّ از كليّات امور متقاعد گردد و هيأت مزاجى به زودى تحليل پذيرد و قواى مدركه تمام ضعف و كلال گيرد ، چنانچه حضرت آدم الاوليا ، كرّم اللّه وجهه ، فرموده : فانّ القلب 129 « 5 » اذا اكره عمى ، و لهذا با وجود كمال تقدّس و پاكيزه گوهرى و وفور بىتعلّقى به لواحق بشرى ، حضرت رسول « 6 » ، عليه السّلام « 7 » ، فرموده كه « أحبّ من دنياكم ثلاثا الطيب و النّساء و قوّة عينى فى الصّلوة » 130 و گاهى جهت مزيد اهتمام به تقويت نفوس اهل اسلام ، منع از مداومت بر صيام كرده « 8 » كه لا صام من صام الدّهر ، و گاهى جهت ارشاد حقّانى به طريقهء اعتدال در رياضات نفسانى فرموده كه « لا رهبانيّة فى الاسلام » 131 چرا كه دين محمّدى بر قانون عدل و اعتدال مبتنى و معقود است و در اين ملّت حكمت اقتضا ، افراط و تفريط مذموم و مردود است ، « 9 » هرچند
هامش
( 1 ) . س : هركه .
( 2 ) . س : - از .
( 3 ) . س : - او .
( 4 ) . م : رسالت .
( 5 ) . س ، م : النّفس .
( 6 ) . م : رسالت .
( 7 ) . م : - عليه السّلام .
( 8 ) . س : گردد .
( 9 ) . م : مذموم است و مردود .