مضرّتر به ايشان نه ، چرا كه سلاطين سايهء حقّاند و حقّ را در ملك الوهيّت امتياز به توحيد است كه
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
. تحمّل ظلم از حكم حاكم قادر متوحّد بهتر است به صلاح حال مملكت و نظام رعيّت ، از تفرقهء خاطر ايشان به حكّام مختلف و اگرچه به نهج عدالت بود .
نظم « 1 »
ملك را شاه ظالم پر دل 123 « 2 » * به ز سلطان عاجز عادل
شاه پر دل ستيزهكار بود * شاه بددل هميشه خوار بود « 3 »
از تورات موسى ، عليه السّلام ، منقول است كه « 4 » هر ظلم كه عمّال « 5 » سلطان كنند ، چون سلطان بيند « 6 » و خاموش نشيند ، « 7 » آن ظلم سلطان [ را ] بود ، بلكه ظلم او در اين صورت اشنع و اقبح بود كه هم بر رعيّت ظلم نموده و هم به خود ظلم كرده كه در مسند اقتدار خود را خوار و بىاعتبار شمرده و آن ظالم را در ظلمت ظلم و استحقاق عذاب نار گذاشته ، چرا كه حضرت رسالتپناه ، عليه صلوات اللّه « 8 » ، فرمود كه « انصر أخاك ظالما 124 أو مظلوما » و همچنين بايد كه سلطان مال و حقوق رعيّت را در موسم معيّن طلب دارد و در اوقات پريشان مطالبت نكند تا آنكه رعايا جهت اداى آن در آن موعد مهيّا باشند و از مهمّات كسب معاش خود باز نمانند و اولى آنكه آن موعد وقتى باشد كه محلّ ادراك محصولات ربوع و موسم برآمد زروع ايشان بود يا آنكه محل تعطيل رعايا از مكاسب و فراغت ايشان از تمام مطالب شود .
بيت « 9 »
بر آن باش تا هرچه نيّت كنى 125 * نظر در صلاح رعيّت كنى
هامش
( 1 ) . م : شعر .
( 2 ) . س ، م : يكدل .
( 3 ) . س ، م :« شاه ظالم چو بىشريك بود * به كه در ملك سد مليك بود » .( 4 ) . م : - كه .
( 5 ) . س : با عمّال .
( 6 ) . م : رسد .
( 7 ) . م : + هم .
( 8 ) . م : صلوات اللّه عليه .
( 9 ) . م : شعر .