اصحاب درايت و فنون « 1 » حكم و حكم است به « 2 » نيكوسيرتان كريم الاخلاق و پاكيزهگوهران طيّب الاعراق كه با وجود دانشورى و حكمتاندوزى ، به عدالت نفس و مكارم ملكات ، اتّصاف داشته باشند « 3 » ، چرا كه مفسدهء اهل قلم در ملك اعمّ و اتمّ است و صلاح و نظام اين طايفه در مهمات رعيّت و سپاه اشمل و ادوم .
سلطان را اين نايب و خليفه بايد كه هم موصوف به دانشورى بود و هم متّصف « 4 » به مكارم خلق و عدالتگسترى ، و سالها او را در قضايا و واقعات آزموده باشد و جلايل مهمّات و مناصب ، به او تفويض فرموده ، چون از عهدهء آن جمله بر وجه پسنديده بيرون آمده باشد ، در اين منصب وزارت اعتماد را شايد ، و الّا عرصهء ملك را به نادانان بدخوى نتوان سپرد و خلايق را كه ودايع « 5 » خالقاند به پناه ناامين بدفطرت نشايد برد .
نظم « 6 »
به ايّام تا برنيايد بسى 114 * نشايد رسيدن به غور كسى
به عقلش ببايد نخست آزمود * به قدر هنر پايگاهش فزود
قانون پنجم « 7 »
در آداب مملكتدارى و رعيّتپرورى و قوانين ترتيب خزاين و صرف آن بر مصالح و اعوان سلطنت و سرورى .
بدان كه « 8 » نسبت ملوك و سلاطين با رعايا و محكومان خود از چهار قسم خالى نيست :
يا آنكه سلطان جوانمرد و كريم الخلق است نسبت به نفس خود و هم « 9 » با رعيّت ، يا آنكه جوانمرد و كريم است با نفس خود و بغيض « 10 » است با رعيّت خود ، يا آنكه ناجوانمرد است و لئيم بر نفس خود ، امّا جوانمرد و كريم است بر رعيّت خود ، « 11 » يا آنكه هم بر نفس
هامش
( 1 ) . م : - فنون .
( 2 ) . س : كه .
( 3 ) . س : باشد .
( 4 ) . م : - متّصف .
( 5 ) . م : روايع .
( 6 ) . م : بيت .
( 7 ) . م : اصل سيّوم
( 8 ) . م : - كه .
( 9 ) . س : - و هم .
( 10 ) . م : نقيض آن است .
( 11 ) . م : يا آنكه هم بر نفس خود خيس و لئيم است .