را به نعمت سرورى سرافراز داشته ، او نيز بايد كه عيال اللّه را در مقام رعايت و اعزاز دارد و هميشه نگهداشت قانون التّعظيم لامر اللّه و الشفقة على خلق « 1 » اللّه ، را لازم شمارد و در آن كوشد كه از « 2 » اظهار مهربانى و ملاطفت و بسط آثار عدل و نصفت ، هميشه حبّ حبّ « 3 » خود در كشتزار خاطر رعيّت مزروع دارد تا كه اگر تخم ظلم و ستم « 4 » در دلها كاشته « 5 » شود ، بهرهمندى به غير خسارت دين و دنيا و ثمرهاى به غير ندامت نشأت اولى و غرامت عقبى نيابد :
مصرع : من يزرع الشّوك لن يحصد العنبا 115 چرا كه بهترين سلاطين آن بود كه دل « 6 » او به مهربانى زيردستان و شفقت بر رعيّت و مظلومان مصروف باشد و به اين شيوه ، البتّه خواطر زيردستان او به محبّت او مجبول بود و هرچه از دوست مهربان صادر شود ، يقين كه نزد همگنان مقبول خواهد بود . چنانچه مصطفى ، صلى اللّه عليه و سلّم « 7 » ، فرموده : « خيار ائمّتكم 116 الذّين تحبّونهم و يحبّونكم و تصلّون عليهم و تصلّون عليكم و شرار ائّمتكم الّذين تبغضونهم و يبغضونكم و تلعنونهم و يلعنونكم » . « 8 »
و اين شيوه را به مرتبهاى التزام بايد نمود « 9 » كه در نيك و بد كه به رعيّت رسد ، به همان مقدار كه ايشان به شادمانى و غمناكى متأثّر و متألّماند ، او نيز خود را سهيم و شريك دارد .
نظم « 10 »
دل پادشاهان بود باركش 117 * چو بينند در گل خر خاركش
تنگدل چو ياران « 11 » به منزل رسند * نخسبد كه « 12 » واماندگان از پساند
و در كارخانهء خلافت الهى ، خود را با هريك از زيردستان خود ، در مرتبهء عبوديّت
هامش
( 1 ) . م : بخلق .
( 2 ) . س : - از .
( 3 ) . س : حبّ حبّ .
( 4 ) . م : + او .
( 5 ) . س : گماشته .
( 6 ) . م : همّتش .
( 7 ) . م : صلوات اللّه عليه .
( 8 ) . م : صلوات اللّه عليه .
( 9 ) . م : نمايد .
( 10 ) . م : بيت .
( 11 ) . س ، م : شهان چون .
( 12 ) . س ، م : نخسبند و .