نظم « 1 »
خزاين پر از بهر لشكر بود 112 * نه از بهر آذين « 2 » و زيور بود
سپاهى كه خوشدل نباشد ز شاه * ندارد حدود ولايت نگاه
سلطان و وزير را اهتمام بايد نمود كه رزق سپاه را البتّه بىتقصير و تغيير به وصول رساند . امّا ايشان را هميشه به مهيّا داشتن اسباب مقاتله و كارزار برانگيزاند و فرزندان ايشان را بعد از تعليم آداب « 3 » اسلام ، علم قوانين مجاهده و سپاهىگرى « 4 » آموزند و از شمع فروزان نيزه و شمشير ، چراغ انجمن مردانگى برافروزند و هرچند وقت از سال و ماه وزير سپاه ، مفصّل اعداد اجناد و اسامى افراد و آحاد را مرتّب دارد و كيفيّت معاش روزگار و مقدار ارزاق آن گروه [ را ] يك بار به سمع عالى شاه و شهريار رساند تا سلطان را به هركدام معرفت و آشنايى و توجّه دلى به قدر قابليّت پديد آيد و ايشان را از مرحمت و غمخوارى سلطانى اميدوارى افزايد و در رزق ايشان تقليل و امساك جايز ندارد ، كه رزق ايشان را كاستن موجب ضعف شوكت سلطانى است و منتهى به قوّت خصما و دشمنان نهانى . و تقليل در رزق سپاهى به آن ماند كه مسافرى از خورش مقرّر اسبسوارى خود هرروزه چيزى كم كند و آن را كفايت مال پندارد تا آنكه ضعف اسب هرروز « 5 » در تضاعف افزايد و صاحب را در ميان باديه پياده گذارد .
بيت
اسب و نوكر كه نان و جو ندهى 113 * نرود اسب و نوكرت برود
امّا چون لشكر توانا و خوشدل باشد و از ولىّ نعمت خود به احسان و مكرمت كه لايق آن باشد ، شاكر ، و زيادتى را « 6 » آمل بود ، حوزهء ملك و عرصهء شاهى روزبهروز در وسعت و ازدياد شود و رعايا در مهاد امن و امان محفوظ از فتنه و فساد ماند و اصل كلّى در نظام ملك و مال و مراعات جنود و رجال ، تفويض نيابت « 7 » و وزارت در قسم اهل قلم و
هامش
( 1 ) . م : شعر .
( 2 ) . س ، م : آيين .
( 3 ) . س : آداب تعليم .
( 4 ) . س : سپاهگرى .
( 5 ) . م : هرروزه .
( 6 ) . م : آن را .
( 7 ) . م : نيامت .