تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
نيكى كن و نيكوى گوى دو برادرند كه پيوندشان زمانه نگسلد 29 وزير الوزراء پادشاه خردست 227 هر پادشاهى كه از مستى پادشاهى مست شود هشيارى او اندر رفتن پادشاهى باشد 235 هر چه از پيش مردم نتوانى گفت از پس مردم مگوى 149 * هر چه گويى از جعبهء خويش گوى 191 هر چه مردم يابد از برزيدهء خويش يابد 121 هر چه نه‌خواهى كه بشنوى مردمان را مشنوان 149 * هر خصلتى كه آن ستايش توانگرانست هم آن خصلت نكوهش درويشانست 104 هر كرا دشمن نباشد دشمن‌كام باشد 144 هر كرا غيرت نباشد ويرا دين نباشد 131 هر زمينى كه خويشتن نه‌تواند پوشيدن ترا هم نتواند پوشيدن 240 هر كرا زبان خوشتر هوا خواهش بيشتر 28 هر كس كه آن كند كه نبايد كردن آن بيند كه نبايد ديدن 121 هر كسى را كه بدست بيندازى بپاى همى گير از انكه رسن اگر به حد و اندازه تابى در يك ديگر همى پيوندد و چون بسيار تابى و از حد بيرون برى از هم بگسلد 148 هر كه اندك مايه نداند داشتن بسيار هم نداند داشتن 103 * هر كه او مردست جفت او زن بايد 128 هر كه با خداوند خويش لجاج كند پيش از اجل بميرد 198 * هر كه بيك نفس از پس دشمن ميرد آن مرگ را بغنيمت بايد داشت 148 هر كه تن خويش را مطيع خويش نتواند گردانيد ويرا از هنر بهره نباشد 35 هر كه درم را از خويشتن عزيزتر دارد زود از عزيزى بذليلى اوفتد 199 هر كه زاد بميرد 57 هر كه مرگ بر دل خوش كرد بهر باطلى او را از جاى نتوانند گسست 224 * همواره سبوى از آب درست نيايد 149 * همه چيز همگان دانند و همگان هنوز از مادر نه‌زاده‌اند 39 همه كس را قوت از غذا باشد و غذاى خرد حكمتست 263 هميشه انديشه را مقدم گفتار دار تا بر گفته پشيمان نشوى كه پيش انديشى دوم كفايتست 47 هميشه سبوى از آب درست نيايد 191 هيچ كس را بدى مياموز كه بدآموختن دوم بدى كردنست 154 هيچ گناهى مدان كه آن بعذر نيرزد 154