تعليقات
ص 3 س 4 وشمگير : در اكثر كتابها ، چنان كه مشهورست ، نام پدر قابوس را وشمگير نوشته و گاهى اشاره كردهاند كه به شكار وشم ميل فراوان داشته است . وشم را ، به ضم اول و سكون دوم و سوم ، پرندهاى دانستهاند شبيه به تيهو و كوچكتر از ان كه به عربى سمانى و سلوى و به تركى بلدرچين است و نامهاى ديگرش به فارسى ورتيج ، ورتج ، ورديج ، ( لهجهء بخارايى : ورتيشك 457 ) و كرك است . كلمهء وشم در لهجههاى شمالى ايران به صورت
voshum
،
ushum
و
voshum
هنوز رايج است ( رك . برهان قاطع و حواشى آن ) و « همان مرغى است كه در زبان عوام طهران « بدبده » خوانده مىشود » ( سعيد نفيسى ، قابوس نامه 195 ) . ( براى اطلاع بيشتر درين باب رك .
دكتر محمد كيوانپور مكرى : نامهاى پرندگان در لهجههاى كردى ، ذيل عنوان « كرواله
karwala
108 - 112 ) . در كتاب يتيمة الدهر ثعالبى اسم پدر قابوس « وشمگير » به فتح واو و ميم است ( يتيمة الدهر 4 / 59 ؛ چنين است معجم الادباء 16 / 219 ) و در نسخهء ن و نسخهء اينديا آفيس « وشمهگير » و در نسخهء پ و گاهى در نسخهء اساس نيز « وشمگير » به فتح ميم ضبط شده . در فرهنگ آنندراج ذيل كلمهء « كاوس » و « وشم » شرح مفصلى در باب اين كلمه آمده كه خلاصهء آن ازين قرارست :
« ابو بكر خوارزمى كه از معاصرين شمس المعالى ابو الحسن امير قابوس است در مدح او گفته :
اليس ابوكم وشمگير « 1 » و جدكم * زيار و مرداويج عم مناسب
و در بيت ثانى تصريح بمعنى دشمگير يعنى دشمنگير بلفظ گيلى و ديلمى و تبرى مىكند و اثبات شجاعت و مردافگنى او را مىنمايد كه قاتل ابطال طغات بوده :
هامش
( 1 ) - وشمگير به ضم اول و فتح سوم