« 1 » پس نه بر باد گفتهاند « 1 » :
اذا تمّ امر دنا نقصه « 2 » * توقّع زوالا اذا قيل تمّ
و چنان دان كه ترا نگذارند كه همىباشى ، چون حواسهاى تو از كار بيفتد « 3 » در بينايى و در گويايى و در شنوايى و در بويايى و در لمس و ذوق همه بر تو بسته گردد « 4 » ؛ نه تو از زندگانى خويش شاد باشى و نه مردم از زندگانى تو [ و ] « 5 » بر مردمان وبالى گردى ، پس مرگ ( 31 ر ) از چنان زندگانى به . اما چون پير شدى از محال جوانى دور باش كه هر كه بمرگ نزديكتر بود بايد كه از محال جوانى دور تر بود . « 6 » مثال عمر مردمان چون آفتابست و آفتاب جوانان در افق مشرق بود و آفتاب پيران در افق مغرب ، و آفتاب كه در افق مغرب بود فرو رفته دان چنان كه من گفتهام :
شعر
كيكاوسى « 7 » در كف پيرى شده عاجز * تدبير شدن كن تو كه « 8 » شست و سه « 8 » درآمد
روزت به نماز دگر آمد به همه حال * شب زود درآيد كه « 9 » نماز دگر آمد
و ازين هم « 10 » نبايد كه پير بعقل و فعل جوانان باشد . و بر پيران هميشه برحمت باش كه پير بيماريست كه كس بعيادت وى نرود و پير [ ى ] « 11 » علتى است كه هيچ طبيب داروى آن « 12 » نداند الّا مرگ ، از انچه « 13 » پير از رنج پيرى نياسايد تا نميرد . و همه علتى
هامش
( 1 - 1 ) ، ن : و نيز امير المؤمنين على گفت ، رضى اللّه عنه
( 2 ) - در نسخهء اصل مصراع اول اين بيت در حاشيه افزوده شده در نسخهء ل مذكور نيست . در نسخهء ن هر دو مصراع بيت آمده است .
( 3 ) - ل : بيفتاد ؛ ن : فروماند
( 4 ) - ل و ن : شد
( 5 ) - از نسخهء ل و ن و ب افزوده شد
( 6 ) - ل و ن افزوده : كه
( 7 ) - ل : كيكاوسى اى ؛ ن : سلطان جهان ؛ استاد مينوى در مقالهاى آن را به صورت « كيكاوساى . . . » نوشتهاند ( يغما 9 / 490 ) .
( 8 - 8 ) ، ن :
چون شست
( 9 ) - ل : چو
( 10 ) - ل و ب : سبب ؛ ن : است كه ؛ در نسخهء اساس « ازين هم » باحتمال « ازين هم » خوانده شد
( 11 ) - نسخهء اصل : نيز ، بقياس نسخهء ل و ن و ب و كلمهء « علتى » اصلاح شد
( 12 ) - ل و ن : او
( 13 ) - نسخهء اصل و ل : از انچه بمعنى از انكه ؛ ن : از بهر آنكه