و در زنحار خاصيّت سمّ قاتل است .
و اگر نحاس را بگدازند و توتياى مدبّر بر وى افكنند همرنگ زر شود ، و آن برنج است كى از آن اوانيها سازند .
و نحاس محرّق و زنجار در صناعت اكسير مستعمل است .
و اگر قلعى بر مس گداخته افكنند همرنگ نقره شود ، و آن سفيد روى است كه از آن اوانيها سازند .
و مس سوخته در صناعت ميناگرى و كاشىگرى ركنى بزرگ است ، و در مرهمها و خضابها به كار دارند .
و اكثر جواهر را چون ياقوت و لعل و زمرّد و بيجاده و فيروزه و اجرام صلب را چون جزع و عقيق و يشب و غير آن حكّاكان به آلت مس جلا دهند .
و نقشها كه بر بلورينهها و نگين كرده باشند هم به آلت مس كنند .
و درو خاصيّتى است عجيب در باب آلات حكّاكان ، و آلتى كه كفشير قلعى كنند ، و آن را « گاوبر » خوانند ، هم از مس كنند . بدان سبب كى هيچ جرم حرارت زودتر از وى قبول نكند و ديرتر از آن رها .
و اگر سيم ملاقى مس شود آن را شكندار كند .
و اگر ماهى از شست نحاس مجروح گردد هلاك شود .
و نوعى ديگرست از مس و آن را « طاليقون » خوانند و ذكر آن در فصل مفرد بيايد .
و صفائحى كه به وقت گداز برخيزد آن را « توبال » گويند ، از جملهء ادويه است و او لطيف است .
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٣٠