بصر جمع كند و آفتهاى رمدى را دفع كند و چشم پيران را كه به سبب كبر سن ضعف پذيرفته باشد و كلالتى بدان راه يافته كحل اثمد به غايت نافع بود با قدرى مشك آميخته .
و اگر به وقتى كه نقره را گداخته باشند قدرى اثمد بر وى افكنند نقره را شكندار كند و خايسك قبول نكند تا آنگاه كه در كاه بنهند ، و آن به سبب امتزاج اسرب باشد با جوهر نقره .
و اگر اثمد مصوّل كرده در شراب به كسى دهند زود مست گردد .
درو سمّيّتى هست به واسطهء اسرب .
و طبيعت او گرم و خشك است .
و درو قبضى است و مجفّف است .
خون باز دارد و ريشها را نافع بود .
و اگر اثمد سوده را با پيه پارهاى بكوبند و بر سوختگيها نهند نگذارد كه ريش شود .
و اگر ريش شده باشد با صمغ سفيد آميخته طلا كنند نافع باشد .
فصل در صفت حجر شاذنج و خواص او
شاذنج سنگى است سياه و با سرخى مىزند معدنى .
و چون [
a
32 ] او را به حكّ بسايند آبى سرخ ازو برون آيد مثل خون صرف ؛ چنانك از خماهن برون آيد .
لونش به لون حجر خماهن مشابهتى دارد .
و آن دو نوع است : يكى را عدسى گويند ، و ديگرى را جاورسى .