باب سى و سوم « 1 » در معرفت احجار مرقشيثا و مغنيسيا [
a
31 ]
مارقشيثا را سنگ روشنائى خوانند ، و آن انواع باشد :
ذهبى و آن مانند زر درفشنده باشد ، و فضّى و آن به نقره ماند .
امّا لعل را به مرقشيثاى ذهبى جلا دهند .
و اگر خرد سوده بر زر گداخته اندازند آن زر شكن دار شود و خايسك قبول كند .
و اگر چند نوبت بكنند آن زر چنان شود كه بر صلايه بتوان سود .
و چون خواهند كه آن زر را با صورت طبيعى خويش برند آن را سيماب دهند تا به اجزاى آن بياميزد ، و بر كرباسى افكند و سيماب از وى جدا كند و زر را باز بگذارد به طبيعت خويش باز شود .
خاصيت او
در سرمهها و داروهاى چشم كنند ، نور چشم بيفزايد .
و اگر با سركه طلى كنند سفيدى از اندام ببرد و موى را به شك « 2 » گرداند .
و سقوط مژه را نيكو باشد ، و اصول آن را محكم كند .
و موى مژه از سفيد شدن نگاه دارد .
هامش
( 1 ) - اصل : باب بيست و نهم
( 2 ) - كذا در نسخه ، به شك به ضم باء به معنى موى مجعدست .