مىكند .
اگر سنبادهء خرد سودهء مصوّل كرده خشك كنند و بر جراحتها [ ى ] مزمن عفن شده پراكنند نافع بود .
و هرك با خود دارد او را غثيان و منشزدن « 1 » نباشد .
هامش
( 1 ) - منشزدن و منشكردن و منش گشتن به معنى قى كردن و مرادف غثيان است ( فرهنگ نفيسى ) ، مؤلف برهان قاطع ذيل « منشگردا » آن را « برهمزدگى طبيعت و غثيان » معنى كرده است . اين استعمال در كتب طب قديم چون هداية - المتعلمين اخوينى و ذخيرهء خوارزمشاهى مكرر ديده مىشود .