[ باب بيست و هشتم ] « 1 » در معرفت ختو
ختو جانورى است مانند گاو . در دريا قرقز باشد از نواحى تركستان ، و در جانب شمال آن ولايتها بيشتر باشد .
از استخوان پيشانى او دستههاى كارد و تيغها سازند .
زرد فام بود و برو نقشها بود ، و باشد كه به سرخى مايل بود .
و هرچ از جانور جوان سازند محكم و خوشرنگتر و صافىتر باشد ، و از آن پيران تيره رنگ و خورده شده باشد .
پادشاهان آن را به قيمت بسيار بخرند ، و در ديار چين و ختاى نيك پسنديده و مبارك دارند ، و در مغرب همچنين .
در تاريخ مسطورست و در آثار مأثور كه به روزگار خلفاى مصر بازرگانى دستهء كارد بزرگ از دندان گاو به مكه برده بود و مىگفت ختوست و ايشان طالب ختو بودند . آن دسته كارد به شازده هزار دينار مصرى بخريدند !
خاصيت ختو
آن است كى هرك با خود دارد زهر برو كار نكند و چون زهر به نزديك او رسد مانند عرقى بر استخوان ختو نشيند .
[
a
30 ]
هامش
( 1 ) - تمام اين باب در حاشيه تحرير شده است .