و ازيشان در آن عمل چندان كمال و مهارت دارند كه در هر فصل از فصول سال كى خواهند به واسطهء آن سنگ ابر و باران و برف و تگرك و باد و سرما به فعل مىآورند ، به درجهاى كه اگر مثلا خواهند در يك موضع در يك طرف برف و باران مىآرند و در ديگر طرف آفتاب و هواى صافى و خوش باشد .
و شهرت اين نوع سنگ زيادت است كى به شرحى محتاج باشد .
و بعضى برآنند كى هريك را سنگى است على حدّه مخصوص از برف و باران و باد و تگركى ، و آن جماعت در مصافها با خود مىدارند و بدان سبب بر خصم خويش غلبه مىكنند و مقهور و مخذول مىگردانند ، و درين نوع حكايتها بسيار مىكنند كه قطعا عقل را در آن مدخل نيست .
امّا چون محسوس و مشاهدهء قومى است بر آن انكار نمىتوان كرد .
و محمّد بن زكريا در كتاب خواصّ آورده است كه در زمين تركستان عقبهاى است كى چون ستوران بر آن عقبه خواهند گذشت سم ايشان در نمد گيرند و به غايت آهسته روند كى اگر هيچگونه سم ستورى در سنگى كوبد حالى ميغى تاريك پديد آيد و ابرى تيره حادث شود و باران باريدن گيرد و اگر زمستان باشد راه بسته شود .
و بعضى از اهالى و اعيان تركستان چون خواهد كى باران آيد سنگى از آن در آب نهد و بياويزد معلّق .
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: ايرج افشار
ص١٧٢