و قيمت دهلى كمتر از لوزى و زيتونى .
و قيمت حسنى ( كذا ) و دفّى از قاعد و عدسى كمتر .
و در الوان همچنين در قيمت تفاوت بسيار كند و تفاوت آن از روى بصيرت و ممارست قياس يكى با ديگرى تواند بود .
و به هر دانگى كى در وزن مىافزايد در قيمت صد دينار مىافزايد .
و چون به سه مثقال رسد و نجم و عيون و مدحرج و سفيد و خوشاب و بىعيب بود آن را به حقيقت قيمت نيست .
و املس آن بود كه در شكل آن تقعّرى باشد بىهيچ خشونتى .
و همچنين از جهت شكل و سوراخ بها تا نيمه آيد و ثلث و ربع . مثلا بيضى را بها تا نيمه آيد و رمادى را تا عشر تا نصف عشر .
فصل در اخبار غريب و حكايات عجيب كى در مرواريد روايت كردهاند
آوردهاند كه در خزانهء سلطان محمود سبكتكين نوّر اللّه ضريحه درّى شكل فوفلى قاعد بوده است ، به غايت خوب و آبدار و باطراوت ، به وزن دو مثقال و چهار دانگ كى آن را « يتيمه » مىگفتهاند ، و يتيمه لقب لؤلؤى باشد كه آن را مثل و مانند نبود در بزرگى و نيكويى . جوهريان عهد آن را به سى هزار دينار ملكى كى هفت هزار و پانصد دينار نيشابورى باشد قيمت كردهاند .