و اين حال بدان سبب افتاده است كى مشاهده كرده باشند كه حكّاكان به وقت شكستن الماس پارهء اسرب بر روى سندان نهاده باشند تا چون خايسك بر وى زنند و شكسته شود بنجهد و متلاشى نگردد ، و آن بر روى سندان آبدار از زخم خايسك بشكند و متلاشى شود به حكم صلابتى كى در جرم وى هست .
و اگر به جاى اسرب پارهء شمع يا پنبه يا كاغذ باشد همين فايده كند كه نگذارد كه آن اجزا متلاشى شوند .
قيمت الماس
قيمت الماس چون ديگر جواهر مضبوط نباشد ، به حسب ازمنه و امكنه و احتياج و قبول هر قومى و بلادى .
چه هر بلادى به نوعى از جواهر رغبت بيشتر كنند و مقوّمان وقت آن نوع را قيمت زيادت كنند ، و به عكس اگر رغبت كمتر كنند .
و درين زمان بيشتر پيكانى و زيتى مىافتد .
و پيكانى بهتر و تمام قيمتتر بود .
قيمت پانزده مثقال پيكانى تا بيست هزار دينار باشد .
و غير پيكانى اگر سرتيز و عجمى شكل بود پانزده هزار دينار ارزد .
و قيمت ده مثقال پيكانى تا ده هزار دينار باشد ، و اگر عجمى باشد شش هزار دينار ارزد .
و قيمت مثقال نيكو تا دو هزار و پانصد باشد ، و قيمت يك مثقال . . . « 1 » [
a
16 ]
هامش
( 1 ) - دنبالهء آن در نسخه سفيد گذاشته شده است .