تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
و اين حال بدان سبب افتاده است كى مشاهده كرده باشند كه حكّاكان به وقت شكستن الماس پارهء اسرب بر روى سندان نهاده باشند تا چون خايسك بر وى زنند و شكسته شود بنجهد و متلاشى نگردد ، و آن بر روى سندان آبدار از زخم خايسك بشكند و متلاشى شود به حكم صلابتى كى در جرم وى هست . و اگر به جاى اسرب پارهء شمع يا پنبه يا كاغذ باشد همين فايده كند كه نگذارد كه آن اجزا متلاشى شوند .

قيمت الماس

قيمت الماس چون ديگر جواهر مضبوط نباشد ، به حسب ازمنه و امكنه و احتياج و قبول هر قومى و بلادى . چه هر بلادى به نوعى از جواهر رغبت بيشتر كنند و مقوّمان وقت آن نوع را قيمت زيادت كنند ، و به عكس اگر رغبت كمتر كنند . و درين زمان بيشتر پيكانى و زيتى مىافتد . و پيكانى بهتر و تمام قيمت‌تر بود . قيمت پانزده مثقال پيكانى تا بيست هزار دينار باشد . و غير پيكانى اگر سرتيز و عجمى شكل بود پانزده هزار دينار ارزد . و قيمت ده مثقال پيكانى تا ده هزار دينار باشد ، و اگر عجمى باشد شش هزار دينار ارزد . و قيمت مثقال نيكو تا دو هزار و پانصد باشد ، و قيمت يك مثقال . . . « 1 » [
a
16 ]
هامش
( 1 ) - دنبالهء آن در نسخه سفيد گذاشته شده است .