تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
رسيد . در آنجا انواع افاعى ديد كه هرگز مثل آن نديده بود ، و خاصيّت آن افاعى آن بود كه چون چشم ايشان بر كسى مىافتاد در حال آن كس مىمرد . چون سكندر را اين حال معلوم شد آئينه [ اى ] فرمود ساختن بزرگ و باصفاى تمام ، و در برابر آن افاعى بداشتند . ايشان چون عكس صورت خويش مشاهده كردند جملگى بمردند . اسكندر بر آن وادى ظفر يافت . امّا هيچ كس به قعر آن وادى نمىتوانست رسيد . اسكندر بفرمود تا پوست گوسفندان گرم كنده در آن گو انداختند و مرغان آن طرف موضع فرو مىرفتند و پوستها را در منقار گرفته برمىآوردند ، پارهاى الماس خرد بر آن چفسيده ، چون گوشت مىخوردند مردمان آن ريزهاى الماس جمع مىكردند . بدين طريق الماس به دست آوردند . پس اوّل كسى كى استخراج الماس كرد شاگرد اسكندر ماقدونى بود . * * * و هيچ كس نياورده است كى در قديم يك پاره الماس بالاى دو درم ديده‌اند . امّا به عهد اباقا خان عادل به دست تركان خاتون كه حاكمهء ملك كرمان بود زن سلطان قطب الدين پاره [ اى ] الماس سيزده مثقال افتاده بود [
b
15 ] آن را پيشكش اباقا خان عادل كرد .

فصل در منفعت و خاصيّت الماس و مضرّت

ارسطو گويد الماس سرد و خشك است در اوّل جزو