تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
و هزار چوب بر در سراى بزدندش از پس آنكه او اين چوب را باميد شفيع ببيست هزار دينار نشاپورى بازمىخريد ، و بنفروختند و گفتند « اگرچه اين ضياع ترا درست بود چرا به حكم فرمان نرفتى و بعد از آن حال ننمودى تا آنچه واجب آيدى « 1 » بفرموديمى « 2 » . » * * * 3 - و اين از بهر آن بوده است تا چون ديگران اين حال بشنوند كس زهره ندارد كه در فرمان پادشاه تقصير كند . 4 - و هرچيزى همچنين كه بپادشاه تعلّق دارد و او را رسد كه آن كند و يا فرمايد چون مالش دادن و گردن زدن و دست و پاى بريدن و خادم كردن و هر سياستى كه باشد و اگر كسى بىدستورى و فرمان پادشاه چنين چيزى كند تا « 3 » چاكر و درم خريدهء خويش را « 4 » همداستان نبايد بود و او را مالش بايد داد تا ديگران خويشتن را بشناسند و عبرت گيرند .

حكايت

5 - چنين گويند كه پرويز بهرام چوبين را 34 در ابتدا نيكو مىداشت چنان كه يك ساعت بىاو نبودى و در شراب و شكار
[ 46 a ]
و خلوت از خويشتن جدا نداشتى ، و اين بهرام چوبين سوارى يگانه بود و مبارزى بىهمتا . مگر « 5 » روزى ملك پرويز را « 6 » از عمّال هرات « 7 » و سرخس سيصد اشتر سرخ‌موى آوردند بر هريكى خروارى بار از حوايج و ديگر متاع . بفرمود تا همچنان بسراى بهرام چوبين بردند تا او را در مطبخ فراخى بود .
هامش
( 1 ) - آيدىN: آمدىC: بودىPR( 2 ) - بفرموديمىN: بفرمودمانىK: بفرمودمىPC( 3 ) - تاR: ياC - : NP( 4 ) - راPCR - : N( 5 ) - مكرP: ملكC - : NR( 6 ) - راN - : PCR( 7 ) - هراتR: فراتC: فراهN: هرىP