فصل يازدهم اندر تعظيم داشتن فرمانهاى عالى و مثالها « 1 » كه از درگاه نويسند
1 - نامهها از درگاه بسيار مىنويسند و هرچه بسيار گردد حرمتش بشود .
بايد كه تا مهمّى نبود از مجلس عالى چيزى ننويسند و چون بنويسند بايد كه حشمتش آنچنان بود كه كس را زهرهء آن نباشد كه آن را از دست بنهد تا فرمان را پيش نبرد و اگر معلوم گردد كه كسى در آن فرمان به چشم حقارت نگريسته است و اندر پيش شدن بسمع و طاعت كاهلى كرده است « 2 » آن كس را مالش بليغ « 3 » دهند و اگرچه از نزديكان بود . فرق ميان پادشاه و ديگر مقطعان و مردمان فرمان روان است .
حكايت در اين معنى
2 -
[ 45 b ]
گويند زنى از نشاپور بتظلم بغزنين رفت و پيش سلطان محمود گله كرد كه « عامل نشاپور ضياعى از من بستده است و در تصرّف خود آورده . » نامهاى دادند كه « ضياع به دو بازده . » اين عامل مگر ضياع را حجتى داشته بود ، گفت « آن ضياع من است و حالش بدرگاه بازنمايم . » ديگرباره اين زن بغزنين رفت و تظلّم كرد . غلام فرستادند و آن عامل را از نشاپور بغزنين بردند
هامش
( 1 ) - مثالهاPC: مثالىN( 2 ) - كرده استP: نكرده استNC( 3 ) - بليغP: طبعC - : N