آخر يكى بر نشانه آيد . و دل ما بدين سبب هرروز بر دوستداران گرانتر مىشود و ايشان را دور تر مىگردانيم و دشمنان را بخويشتن نزديكتر مىكنيم و چون نگاه كنى باندك روزگار دوستداران همه دور شوند و دشمنان جاى ايشان بگيرند و آنگاه آن خلل تولد كند كه درنتوان يافت . »
* * * 19 - و ليكن آن اوليتر كه صاحبخبر باشد كه صاحببريد داشتن يكى از قواعد ملك است و چون اين معتمد « 1 » چنان باشد كه بايد در اين معنى كه گفتيم دلمشغول نبود .
هامش
( 1 ) - اين معتمدN: آن اعتمادC - : P