قطعه « 1 »
خسروا مُلك بر تو خرّم باد * كُلّ گيتى ترا مسلّم باد
از تو آباد ظلم ، ويران گشت * به تو بنياد عدل ، محكم باد
خطبه تعظيم يافت از نامت * همچنين سال و مه معظّم باد
به يمينت چو مُلك داد يسار * در يسار تو خاتم جم باد
وانچه « 2 » در مُلك جم نبود ترا * همه زير نگين خاتم باد
چتر ميمون همّت اعلات * سايهدار سپهر اعظم باد
بر دلى كز تو خال عصيانست * همه كارش چو زلف درهم باد
تا كموبيش در شمار آيد * دولتت بيش و دشمنت كم باد 1
و چنان كه ساكنان زمين سر بر آستانهء مقدّسهء عاليه مىنهند ، روشنان عالم بالا ، پيشانى بر خاك جناب ميمون خواهند نهاد و اوامر و نواهى اين پادشاه عالىنسب شريف حسب ، بر برّوبحر و خشكوتر و ذروه و حضيض عالم بر اطلاق تنفيذ يابد . چنان كه اگر خواهد امر او زمين را در حركت آرد « 3 » و نهى او زمان « 4 » را از حركت بازدارد .
شعر
ذو طلعة لو قابلت شمس الضّحى * سجدت لها من هيبة و جلال 2
بيت
اگر به چرخ بر از چرخ او نمونه كنند * نمونه ناطح انوار گردد و اجرام
تنش بخايد شاخ دوشاخهء ناهيد * زهش بمالد گوش دوگوشهء بهرام
ز رشك او بخمد پشت صاحب خرچنگ * ز سهم او برمد هوش راكب ضرغام 3
حزم او كه منهى عالم بالاست ، از مغيّبات و مكوّنات « 5 » قدر خبر دهد و عزم او كه طليعهء لشكر قضاست ، روز رفته را دريابد .
هامش
( 1 ) . آتش : بيت ( تاشكند مطابق متن ) .
( 2 ) . ازمير : و آنكه
( 3 ) . ادامه نسخه تاشكند از برگ 5
( 4 ) . ازمير : زبان
( 5 ) . آتش : مكنونات ( تاشكند مطابق متن )