كرده امام غزالى رحمه اللّه .
و چون سلطان كسى را خواهد كه محتسب سازد بايد كه از اهل مملكت خود كسى كه موصوف به اين صفات باشد اختيار كند . و اهمّ صفات در محتسب ديندارى و اهتمام در نهى منكرات است . چون چنين كس را اختيار كرد تفويض امر احتساب به دو نمايد ، و جميع اهل مملكت خود را امر فرمايد كه از اطاعت او در امر معروفات و نهى منكرات تجاوز ننمايند ، و حكام و امرا و ساير عساكر را مأمور سازد به انقياد نزد محتسب . و اگر كسى از لشكريان و ارباب تعزّز در اطاعت امر محتسب تهاونى نمايد او را ادب بليغ كند چنانچه موجب عبرت ديگران شود ، تا احكام محتسب در بلده نفاذ يابد و معروفات شايع و مشهور شود و منكرات ضايع و منكور ماند . و حضرت امير المؤمنين عمر ابن الخطاب رضى اللّه عنه در ايام خلافت درّه در دست گرفته به بازارها در مىآمده و امر به معروفات و نهى از منكرات مىكرده . و اگر سلطان به نفس خود بدان اقدام تواند نمود حاجت به نصب محتسب نباشد ، ليكن چون امور متغير شده و مهابت خلافت كه از بقيّت نبوت بود در آن زمان ، امروز برجاى نمانده ، سلطان را خود اقدام بر آن نمودن دشوار است .
لهذا امروز نصب قايم به احتساب كه از فروض كفايات است بايد نمود . اين است كيفيت نصب سلطان محتسب را .
و بايد كه سلطان بعد از نصب محتسب او را اعوان و انصار از جانب خود نصب كند تا دست او را قوى سازند و پشت او به حمايت سلطنت استظهار يابد .
و رزق محتسبان در بيت المال است چنانچه بعد از اين ان شاء اللّه در باب ارزاق بيت المال مذكور گردد . چون معنى احتساب و درجات آن و محتسب و شروط و آداب آن مذكور شد لابد است از بيان محتسب عليه ، و آن كسى است كه محتسب بر او احتساب مىكند . و چنين كسى خالى نيست از آن كه او را اختصاصى و اتصالى به محتسب است همچو پدر و معلم و قريب و صديق ، و سلطان كه والى و حاكم اوست يا از آحاد مردم است . و ما هر يكى را در فصلى بيان كنيم . و باللّه - التوفيق .
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص١٨٢