مقالت پانزدهم : در [ صورت ] شناختن ستارگان و به تمام بودنش كتاب بپايان رسيذ و سپرى كردم و اميذ دارم كى بنزديك دانايان پسنديذه باشذ و جوياى اين علم را بسنده بوذ و دانستن « 1 » و خواندن متعلّم را از بسيارى كتب مستغنى دارذ چه از هر نوعى قدرى كفايت اشارت كردهام و از هر گونه نموذم پس اگر جايگاهى خللى افتاذه بوذ و بواجبى سخن در آن معنى نگفته باشم معذور بايذ داشتن چه اين نه علم و صناعت من است و امّا دليرى برين جمع كردن از حكيم على بن ابراهيم كرمانى يافتم چى از هرگونه معاونت نموذ و حثّ و بعث تمام كرذ و اهتزاز نموذ و بيشتر غرض او آن بوذ تا تحويل سنى مواليد ( 483 ) نقل كنم بپارسى از آنچ احمد بن عبد الجليل سجزى كرده است بجدول ، [ پس ] چون مدّت عطلت دراز شذ يك يك درو همى پيوستم تا آنچ از بهر مواليدگيرى « 2 » و تحويل سنى مواليد به كار آيذ عملى و حكمى « 3 » بپرداختم
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « دانش » .
( 2 ) . نسخه اساس « مواليدگرى » .
( 3 ) . نسخه ملك « علمى و عملى » .