تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
ديگرباره هروز هربرجى را بوذ مفرد و ديگرباره هردو ساعت برجى را بوذ چون شبانروز بر دوازده برج ببخشى . فصل : نگاه كنى اندر درجهء برج انتها و ميان حد يا « 1 » شعاع كى بذو خواهى راندن [ تا ] چندست و اندر دوازده روز و سيزده دقيقه ضرب كنى و ببينى تا چند روز حاصل آيذ ، بذان مدّت آنجا رسذ و اين را تدبير ايّام عظمى خوانند . دوّم آنست كى برحسب مسير وسط شمس برگيرى هروز پنجاه و نه دقيقه و هشت ثانيه كى بمدّت آن روزها بذو رسذ و خذاوند حد ، دليل بوذ . و ديگر از درجهء طالع ماه و درجهء سهم سعادت [ درجهء ] ماه هروز يك درجه برگيرى و ديگر بهردو روز و نيم برجى برگيرى چنانك هروز دوازده درجه بوذ پس ديگرباره اين دو روز و نيم ، بر دوازده ببخشى هريك پنج ساعت بوذ و ابتدا از خذاوند نوبت بوذ بر توالى بروج بايذ راندن . فصل : و همچنين نهبهر بر سه قسمت كردند چنانك در پيش گفتيم و ديگرباره هر قسمتى بنه پاره كنند [ ديگرباره ] اين تسع ثلث را بسه هم بر آن قياس كى اندر اسباع گفتيم اين قدر كفايت ديذيم اندر دليلها ماه و روز و ساعت و اعتماد اندرين معنى بيشتر بر تسييرات بوذ و اللّه اعلم .

باب پانزدهم : در قواطع

مدّت عمر از عطيّه كذخذاى و زيادت و نقصان اندر مواليد گفتيم بشرح ، و ببايذ دانستن كى آن چون اصل و قانونست ، پس هر سال تسيير هيلاج پنج‌گانه ببايذ كردن و دليلها بديذن كى اگر منحوس باشند و ضعيف و نظر سعدى نبوذ كى آن را دفع كنذ قطع افتذ و آن عطيّه ( 425 ) تمام نگردذ و امّا قطع بر هيلاج از چهارده گونه است . اوّل از ستارگان ثابته چون هيلاج بدرجه جسد او رسذ و آن چهارده ستاره‌اند با سحابى : 1 . دبران از ثور 2 . قلب الاسد از اسد 3 . قلب العقرب از عقرب 4 . منكب الفرس از حوت 5 . رأس الغول از ثور 6 . ستاره گرم
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « جسد تا » ، نسخه تهرانى « جسد يا » ، نسخه مجلس « حد يا » و به « جسد » نيز تصحيح شده است .