1 . جايگاه ستارگان بخانهاى يكديگر .
2 . سالخذاى در دوازده خانه .
3 . جايگاه ستارگان در خانها .
4 . گشتن ستارگان و خانها .
5 . موافقت برج انتها با تحويل جايگاه ستارگان اصلى .
6 . موافقت برج انتها با تحويل بعضى از خانهاى اصلى .
7 . ستاره باصل در خانه بوذ و تحويل جايگاهى ديگر .
8 . اتّصال وتدها به يكديگر از اصل .
9 . دليل ستارگان در انتقال بخانهاى فلك و پيوستن ستاره باصل و ستارگان و سهمها و اثناعشريه و دليلها اصل .
10 . دليل اتّصال ستارگان به يكديگر چون در برجى بوذ از برجهاء سال .
11 . دليل هر ستاره در خانه خويش يا در خانهء ديگران و در حدّ خويش و در حدّ ديگران .
12 . دليل رأس و ذنب .
( 377 )
باب دوّم : دلالت سال خذاى چون نيك حال باشذ يا بذحال مفرد و بر نظر ستارگان و دليل بوذن در خانها
اوّل دليل سال خذاى در اصل ببايذ ديذن تا چه حظ داشتست از خانه و شرف و حد و مثلّثه از سعد و نحس و وتد و مايلى و آنچ در اصل مولد درين خانه بوذه باشذ و سهمها و اثناعشريه و شعاع ستارگان بذو و درجات از شرف و آبار و نيّر و مظلم و وجه چنانك در مدخل گفتيم و ديگر قوّتها ، پس اگر در اصل نيك حال بوذ و در انتها هم نيك حال ، دليل كنذ بر زيادت نعمت و حشمت و تن درستى و آنچ دليل بوذ از طبع برج . پس اگر انتها بذحال بوذ از آن دلالت اصلى بعضى بكاهذ و اگر اصل بذ بوذ و تحويل نيك ، زيادت اندك آرذ نه بر مراد و خوشى و با رنج و تعب و اگر هردو منحوس باشند دليل كنذ بر مكروه ، و اگر راجع بوذ يا محترق بتر باشذ و همچنين نظر او با سهمهاى اصلى نگاه كن .